تبليغاتX
gnerUrl" content="http://www.blogskin.ir/">
جوانان كربلايي3
جوونی ترین جوونی.:آخرشه:.

ای مردم.....بیایید برای پروانه ها.....دستی تکون بدیم

ذره ای از جام شهادت را مینوشم همچون عسل شیرین دلربا

چشم هایم نظاره گر اشک های مادر,پدر,همسر و فرزند خردسالم که هنوز تازه یاد گرفته است بگوید"بابا"

و میدانم که شهدا زنده می مانند پس بنوش که زندگی جاودانه را سر کشیده ای.

خوب این پست رو اختصاص دادم به برنامه ی برای پروانه ها که سه شنبه 29خرداد تمام شد برنامه ای با مشارکت

بنیاد شهدا و ایثارگران انقلاب اسلامی این برنامه حدود دو سال معنی حفظ و دفاع از میهن رو به جوانان می آموخت

و به اون ها یاد میداد سپاس گذاری رو و چشم هاشون رو به روی حقیقت نبندند برنامه ای که با زبان ساده تری

به بیان جنگ میپرداخت اما نه جنگ دیروز مقاومت دلیرانه ی ایثار گران و فرزندان و همسران شهدای امروز

در برابر یتمیمی ها خانه نشینی ها کار ها و شغل های اون ها و افتخاراتشون.

میخوام وارد بحث اصلی یعنی خود برنامه بشم برنامه ای که در دو بخش پخش شد زمان سر دبیری اقای علیرضا گوهری

و سر دبیری نرگس فتحی که به قول خود ایشون قطره ای از این جام پر نصیب من شد. برنامه ای که آقای گوهری اون رو اجرا میکردند

برنامه ای بود که هنگام پخش آیتم ها طبق معمول با معرفی هر ایتم شروع میشد اما خانوم فتحی با تغییر و تحولی توی این برنامه ایتم ها رو

بسیار ساده بدون هیچگونه پیش زمینه ای پخش میکرد برنامه ای همچون خمیر پیتزا یک پارچه ی یک پارچه موضوعاتی جالب و اجتماعی

حریم,رمز,امتحان و اینده که حتمااز بهترین برنامه هایی بوده که یک سر دبیر او ن هارو به خاطر سپرده دیگه "والاّ" .

به قول خود سر دبیر برای پروانه ها از 30 track که هر کدوم 30 الی 40 ثانیه بودن و تعداد کمی تکس که وطیفه ی اون هم اقای پور محمودی میکشیدن

ساخته شده بود . بهترین ایتم مصاحبه با افراد مختلف در مورد پروانه ها ی رفته و مونده توی این زمین خاکی بود که با افکت شماره گیری و معرفی طرف

پشت تلفن توسط خانوم فتحی صورت میگرفت واقعا این گزارش ها زیبا بود وسوال های که میشد غیر متعارف بود که شاید ادم رو مجذوب میکرد و نمیگذاشت

از سر جاهاتون تکون بخوره این گزارش ها از دید گاه خود گزارشگر که واقعا ادمی رو میتونست احساساتی کنه گاهی شاد گاهی هم غم انگیز گاهی گریه گاهی هم خنده مثلا یکی از تماس های غیر متعارف که این برنامه با مشاور وزیر تعاون بود تسهیلات کنکور برای فرزندان شهدا بود فک کن به وزیر تعاون گفته بودن این که یه جور پارتی بازیه....................... .

خوب اخر پستی یه جوک بگم بخندیم: توی یکی از مصاحبه های نرگس فتحی با یک خانوم جانباز ازش پرسیده بودن شوهرتون که نابیناست چه جوری شما رو پسندیده

بعد خانومه بهش میگه بنده خدا ندیده بوده من رو و گرنه عمرا باهام ازدواج میکرد............... ماها که خودمون چشم داریم بنید چه جوری انتخاب میکنیم حالا

این زوج رو بیبینید که چه جوری انتخاب میکنن زیبا ترین انتخاب ها برای یاران خدا.

حرف آخر از زبان سردبیر برنامه ی برای پروانه ها: همیشه شهدا ابتدای شروعند چون شهدا هیچ وقت نمیمیرند ان ها جاودانه اند.

فکرشو بکن فلانی به من یه توصیه هم کرد :همیشه تو طرف مقابلت رو به چالش بکشون و از خودت ضعفی نشون نده در مقام قاضی باش

و دیگران رو به پاسخ وادار کن.

راستی این یه مصاحبه بود ها اما من نخواستم که مصاحبه ای بشه به نظرم حرف ها رو اینجوری نگاه کردن ریباتره دلچسبتره.

سردبیر:علیرضا گوهری و نرگس فتحی

گوینده:سعیید پور محمودی

تهیه کننده:زهرا عبد الله زاده

تهیه شده در:گروه جوان و جامعه

با تشکر ویژه از:نرگس فتحی و فرزانه ناظری


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام خرداد 1386 توسط صادق

جوونی به وقت رادیو جوان

جون داداش خبر کم اوردم مجبور شدم یه اپ چرت بکنم واسه این که مثلا ما هم اپیم.

دوبیت اخرشه ه ه ه ه ه ه

خبر اول دوبیتی اول

1.میگن که یعنی شنیده شده که: جناب اقای امیر منوچهری با خانوم جولینی نامزد کردن ولی نمیدونم چرا وبلاگ ها

به این مسئله مثل مسئله ی اقا سعیید زیاد بها ندادند.

اگر تو رفتی 7 شنبه سی*      یه بازی نشو ان جا اسیر یه دونه.رازی

اگر دیدی تو ان جا مریمی را   بگو.امیییییر من دوست دارم مریمی را

2.شنیده میشود که : اقای مهران دوستی رفته محمود اباد مازندران برای تهیه ی برنامه از تولیدات سیما و رادیویی استان ها.

همی مهران رود این جا و ان جا     توی اون شهرستانی هست پیدا

گهی شیراز گهی بجنورد گهی ری    رود محمود اباد سی* جشنواره ی

3.شنیده شده که انگار که: سر کار خانوم یه پارازیتی در وبلاگ 7 پارازیت یه نظر سنجی ای رو در مورد برنامه های

شبکه ی جوان راه انداختند یه سر بزنید بهشون.

بسی گفتم تو استادی قبولی     بابا استاد بابا نظر بابا سنجیدنی ای

روی تو پیش حامد نام فامیلش مرادی     که "یانش" بیفتاد از بس تو شادی

خوب مگه چی میشه ما یه سری هم به ایا . اما بزنیم:

ایا این روز ها در حلقه ی وب خبری نیست؟ یا...ایا در رادیو اصلا خبری نیست؟

ایا هیئت موسس اساس نامه ی حلقه رو تعیین کرد؟ ایا اعضای هیئت موسس

نمی خوان به ما بگن که توی اساس نامه ی هیئت چی نوشته شده؟

ایا هر چی ارزوی خوبه مال کی..............؟ ایا قالب من خوشگله؟

ا وا راس میگی اخی........ ایا وبلاگ های موجود نمی خوان به ما یه خبر درست حسابی بدن؟؟؟

ایا.....؟ایا.....؟ایا.....؟

کنکوری ها چند تا سوال تستی دارم واستون ها؟؟؟

1-رادیو جوان به درد چی میخوره؟

الف- این که جوون ها نرن به سمت رادیو فردا

ب- رادیو جوان چیز خوبی است

ج- تا جوون ها سر گرم بشن

د- با رادیو جوان شنیده میشوید

ه- فکرش رو بکن رادیو جوان واسه جوون ها خوبه

2- ایا شما از 7 ترانه خوشتون میاد؟چرا؟

الف-نمیدونم.چون همه توی 7 ترانه دیونه هستن

ب- بله. چون سعید پور محمودی رو عشقه

ج- به تو چه. زیرا پر نشاط و پر انرجی و گوش پاره کنه

د- خیر.چون"الو هفت ترانه بفرمایید"

ه- الهی که 7 ترانه انسجامش رو از دست بده

3- ایا هر چی ارزوی خوبه مال کی؟

الف- هر چی ارزوی خوبه مال تو

ب- ایا هرچی ارزوی خوبه مال صاحبش(فاطمه صداقتی)

ج- مال من. فکرش رو بکن

د- واسه همسرم . اخی مگه من همسر دارم؟

ه- هر چی ارزوی خوبه برای رادیو جوان

ًٌٍٍ»»»»»»» و حالا من چی گوش میدم«»:

ورزش-صبحانه-رادیو...یک صبح یک سلام... موج روز... پارازیت... کوانتوم... ساعت25

نشانی... جوونی به وقت فردا... قرار شبانه... باشگاه دانشمندان جوان... سه شنبه های خط خطی

نمایش جوان... پچ پچه های پنجشنبه ای... کافه اندیشه... هفت شنبه... توپ... 7ترانه... اخرشه

زیر نور ماه... 1000پنجره... .


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 توسط صادق

تولد...تولد...تولدم مبارک

وایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی چقدر من خوش شانس بیدم اخ جوووووووووووون باورت میشه

انگار همین دیروز بود................جان؟؟؟ من تولدم فروردینه؟؟؟ نه...خرداده...هااااااا نمیفهمی تو واقعا که

اخه ادم خوب تولد خودمه یعنی چه جوری بهت بگم نگاه کن امروز سالروز اشنایی من با رادیو جوونه....... .

86/3/18 من 1 ساله شدم...تولدم مبارک اخ جون باورتون نمیشه به افتخار شما سه تا شیرینی با یه شرت البالو زدم به رگ.

خوب بزارید تاریخچه ی اشنایی خودم رو با رادیو جوان براتون تعریف کنم سر تا پا گو ش باشید این شما و این من:

1.روی خط جوونی(اولین صدایی که از رادیو جوان شنیدم صدای خانوم هاشمی بود بعدش هم که عاشق فرشید شدم)

2.پارازیت(البته با این برنامه از همون اوایل تولدش اشنا بودم فک کنم اواخر خرداد با این برنامه اشنا شدم)

3.پچ پچه های پنجشنبه ای( 15 دقیقه در تاکسی البته تعمیرگاه سر ایستگاه هم رادیو جوان روشن میکرد از اون جا هم گوش میدادم)

4.باشگاه دانشمندان جوان(چی بگم والله یه شب خوابم نبرد باهاش اشنا شدم)

5.هفت شنبه(اینم توی ماشین بود که باهاش اشنا شدم)

6. 1000 پنجره(عاشقشم)

7. اخرشه(البته من اشناییم با این برنامه رو مدیون 1000 پنجره ام)

8. 7ترانه( اینم تو ماشین ساعت 10 و خورده ای بود که باهاش اشنا شدم)

9.بقیه اش رو اگه بخوام تا شبم طول میکشه

خوب باورتون میشه من با رادیو جوان 1 سال پیش اشنا نشدم میدونید 1 سال پیش فقط من با رادیو جوان به طور کلی اشنا شدم

من ایستگاه جوانی رو هم گوش میدادم و خیلی دوست داشتم مخصوصا اجرای مجریش رو که نفهمیدم کی بود(کسی میدونه)؟؟؟

ولی خوب 1 سال پیش من به تحولی عظیم در زندگی واقعا پوچم رسیدم اصلا هدفی نداشتم اما رادیو جوان من رو برای هر کاری مصمم تر کرد

این رو به جد میتونم بگم واسه ی هرکاری من یه زمانی یه بچه ای بودم که نمیدونست توی کارهای روزانه ی خودش چه کارهایی انجام بده اما

الان برای هرکاریم برنامه ریزی میکنم و این رو بر حسب شروع برنامه ی دلخواهم از رادیو انجام میدم(والا)باور کن.

مجری محبوب من:زهره سادات هاشمی

سردبیر دلخواهم:حامد جوادزاده و رضا ساکی

برنلمه های مورد علاقه ام به ترتیب علاقه:1. اخرشه_2. قرار شبانه_3. ساعت25 و.........

خوب برنامه ساز ها یعنی عوامل مورد علاقه ام به ترتیب:1.فلانی(نرگس فتحی)_2. لب غنچه(حامد مرادیان)_3. ندا رادمهر

گزارشگران ذوست داشتنی من:خانوم اعظم حبیبی(خیلی دوسش دارم یعنی گزارش هاش رو دوس دارم)_2. اقای تقی پور

خوب حالا نویت شماست که بگید از کدوم تهیه کننده و سردبیر و برنامه خوشتون میاد سریع باشید جواب میخوام؟؟؟

یافتم...یافتم...یافتم... البته من توی حموم این چیزی رو که میگم نیافتم ها توی تلوزیون یافتم اگر میخواهید بدانید ببینید:

1.کتاب چهار با صدای دلنشین فاطمه صداقتی از شبکه ی چهار

2.مستند چهار با صدای دلنشین فاطمه صداقتی از شبکه ی چهار

3.مستند کندوان با صدای دلنشین زهره سادات هاشمی از شبکه ی 3(البته این مستند کندوان دیگه تموم شد)

4.پیام های بازرگانی با صدای زیبای فرشید منافی

قرار بود این واسه جشن تولدم باشه اما هیییییییییییییییی زندگی توی تولدمون هم رادیو جوان...........

خوب تشکر میکنم از تمام مجری های رادیو جوان که من رو توی این 1 سال یاری دادند.

راستی من افتخاراتم رو نگفتم و حالا افتخارتم در طول 1 سال گذشته:

1. خوانده شدن 8-9 کامنت از من در رادیو جوان

2.خوانده شدم 1 اس ام اس در رادیو جوان(توسط خانوم هاشمی)

3. خوانده شدن 1 نامه از من در برنامه ی هفت شنبه

به امید دیدار با این که کلی حرف تو دهنم موند بای بای.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 توسط صادق

اخرشه ه ه ه ه

سلام , سلام, سلام(سلام از نوع هفتایی هاش) خوب برو بچز خوش تیپ این پست هم در مورد برنامه ی اخرشه هست

بچه راستی شنیدید برنامه ی اخرشه به اخرش رسیده البته اخرش یعنی اخرش نه اخرش یه جورایی نگو پایان بگو اخرش افتاد؟؟؟؟

قربون داداش جمعه 86/11/3 اخرشه توپ بود اقا توووووووووپ میدونید چه جوری بود خوب پس نگاه کنید:

سه...دو...یک...نه نشد چپ...راست...کلیک...اخرشه

بابا صدا رو حال کن چقدر باحال بود پر نشاط سر شار از شادی واییییییی چقدر بهم حال داد ها از صدای بنفشه رافعی قشنگ تر بود

ای...اخ... وای...مردم از گرما...دیگه کولر گازی هم ما رو چاره نمیکنه وقتی جنوب کشور اینجوریه وای به حال امارات و کویت و بحرین

راستی گفتم بحرین یاد اقای بحرینی سر دبیر محترم مجله ی اعتماد ملی افتادم نه نه نه شایعه است کی گفته اعتماد نو بابا البته بعضی ها میگن اعتماد ملی

ولی من قبول ندارم جان داداش اعتماد نو درسته من که اصلا به این شایعه ها اعتماد ندارم ولی اعتماد نو رو قبول دارم.

ول کن حالا بریم سر اصل مطلب شنیدید این دختره .... بابا همین مجریه کیه اسمش اهان نازنینه با افشین حسین خانی

دست به یکی کردن رفتن خونه ی بنفشه رافعی دست و پاش رو بستن انداختنش توی زیر زمین تا همین نازنین خانوم بیاد برنامه رو اجرا کنه

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای چه شود؟؟؟ ای بابا عجب ادماهایی پیدا میشن..... جانم؟؟؟چی؟؟؟ شایعه است

بنفشه رافعی اصفهانه؟؟؟ رفته پیش مامان و باباش؟؟؟ اخی الهی انشا ال..ه بره که دیگه ..... این خانوم نازنین خیلی باحالتره

چیه این بنفشه رافعی البته هیچکسی به پای اجرای بنفشه نمیرسه ولی خوب این دختره شاداب تره باحالتره

راستی خبرهای اخرشه:

سوتیه اخرشه: مسئولان اخرشه هنگامی که میخواستن سخنرانی جناب اقای لب غنچه رو پخش کن

اشتباهی موضوع هفته ی قبل اقای دکتر رو پخش کردن به گفته ی مسئولان اخرشه این یک شایعه است

این سخنرانی رو به دلیل در خواست های مکرر شنونده ها پخش کردند.

گلبن در سفر:جناب اقای فریبرز گلبن تهیه کننده ی اخرشه و یک پیشکسوت در رادیو چند روزه دیگر

عازم سفر حج هستن(التماس دعا)

اعتیاد سهراب: به گذارش محمد بخشایش سهراب فرزند رستم مشکوک به مصرف ماده ی مخدر کراک هست

ها؟آ؟آ؟آ؟آ؟آ؟آ؟آ؟آ؟آ؟آ؟آ؟چی....؟.....اهان بنده خدا سرش به سنگ خورده بوده کراک مصرف نمیکرد خوب اینم حرفیه

اره شایعه است(محمد بخشایش چی میگه میگه:ثهراب)میخندیم.

خوب ه پایان این برنامه از اخرشه رسیدیم:

تهیه کننده: فریبرز گلبن.........سردبیر: افشین حسین خانی

کار گردان:فرزاد حسنی........نویسندگان:بهار کاتوزی و افشین حسین خانی

صدا بردا:ناصر سلیمانی......وبا تشکر از:ندا رادمهر و محمد بخشایش

من:نازنین مهیمنی............اینجا همچنان اخرشه

در ضمن من نازنین مهیمنی نیستم ها گفته باشم

تازه همچنان وبلاگ اخرشه اخرشه


نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم خرداد 1386 توسط صادق

برو بچز این مطلب رجا نیوز رو خوندید که یه کمی مجلس و رادیو جوان و همه و همه رو

بهش توپیدی چند هفته پیش هم این اتفاق افتاد و باز رادیو جوان رفت پای چوبه ی دار

هر کسی میخواد این مطلب رو بخونه بره به این لینک:http://www.rajanews.com/News/?10960

*************************************************************************

نقد موضوع این هفته ی پارازیت

این هفته برنامه ی پارازیت در مورد زنان و مردان و شناخت ان ها از همدیگر بود

متاسفانه موضوع این هفته باعث ایجاد بی حرمتی هایی از طرف مردان به زنان و زنان به مردان شد

و به نظر من(با عرض پوزش)همه و همه از بی مسئولیتی های عوامل این برنامه بود.

در روز 4خرداد زمانی که من اکانتم تمام شده بود به قول شاهدان توهین یکی از

پسرها به نام اقای.ر. به خانوم .ت. وضعیت وبلاگ را در هم ریخت

بنا بر قول دوستان اقای .ر. با نام جعلی یکی از حضار به خانوم.ت. توهین میکنند

و این باعث خشم بسیاری از جوان های در وبلاگ میشود و باعث میشه که

اون خانوم بی گناه که یکی از اقایون از اسم او سوئ استفاده کرده بود را از وبلاگ

بیرون کنند.

مسئولان وبلاگ پارازیت پس از این جنگ و جنجال مطالب نوشته شده را

پاک کرده و از دسترسی عموم دور نگه داشتند.

لازم به ذکر است که اقای .ر. در روز 5خرداد به گناه خودش اعتراف کرد

و این ها همه و همه از شفاف صحبت نکردن و سوال ها را به طور قابل

فهم برای افراد جوان نگذاشتن مسئولان برنامه ی پارازیت

نشئت میگیره.

خوب حالا نقدش بکنیم این فقط یه گذارش بود موضوع هفته بسیار جنجال بر انگیز بود

بعضی ها شاید این رو از ضعف درک مطالب جوان های حاضر در وبلاگ

و حس رقابت جویانه ی اون ها بدونن اما به نظر من این یک فرضیه ی نادرست است.

در ضمن باید نظر بسیاری از دوستان رو هم در وبلاگ عرض کنم که گوینده ی شناخته شده

و مطرحی را همچون سعیید پور محمودی رو برای موضوع های جنجال بر انگیز مانند این موضوع انتخاب نکرده

و اقای رضا افتابی که گوینده ایست که تازه برای مخاطبان جا افتاده است رو برای این قبیل بحث ها

انتخاب شده و موضوعاتی که برای جوانان جذبه ی خاصی رو ندارن به اقای پور محمودی واگذار میکنند.

باید به عرض دوستان برسونم که یکی از عوامل این در گیری ها خانوم .ف .است که هیچ سعی وکوششی

برای نظم وبلاگ نمیکند به نظر من قابلیت های خانوم .ف. بیشتر از این هاست که اگر اندکی در این مورد

سخت گیری اعمال کند شاید از این اتفاقت جلوگیری شود.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ششم خرداد 1386 توسط صادق

قالب وبلاگ