تبليغاتX
gnerUrl" content="http://www.blogskin.ir/">
جوانان رادیو جوان
جوونی ترین جوونی.:آخرشه:.

اساس نامه...نقد

سلام برو بچز راديو جواني عضو حلقه ي وب گل خوب برو بچه هاي خوب كلاغ پتي آباد

قصه ي ما وقتي داشت از بالا سر جام جم رد ميشد تو خايبون وليعصر رسيد بالاسر ساختمون شهداي راديو خوب بچه هاي گل وقتي از اون بالا طبقه هاي پايين تر رو نگاه ميكرد يه دفعه ديد چند تا كاغذ رو پنجره ي طبقه ي دوم تا نخورده ي تا نخورده براق براق دارن بهش چشمك ميزنن كلاغ قصه ي ما...................خلاصه كلاغه اومده كه بهتون يه سري حرف هاي رو بزنه در مورد اساس نامه كمي نقد همراه با كمي تعريف از اساس نامه در ضمن بايد بگم كه تو پست بعدي جوابيه هاي شما در مورد انتقادات و كلا اين پست درج خواهد شد:

تناقضات موجود در اساس نامه:

نقل قول: هيچ گونه محدوديت سني براي عضويت وجود ندارد.

بند4_ حقوق اعضا

1.كانديداتوري براي شركت در انتخابات هيئت مديره

بند2_ شرايط عمومي براي عضويت در هيئت مديره

شماره ي 5_ داشتن حد اقل 15 سال تمام و حد اكثر 40 سال تمام

نقد: (با رنگ سبز نوشتم چون دوستانه است)

توجه: هيچ گونه محدوديت سني براي عضويت وجود نداره حالا اين طرف بدون محدوديت سني عضو حلقه ي وب ميشه اگر حقوق اعضا رو مشاهده كنيد ميبينيد كه يكيش كانديداتوري تو انتخابات و حالا در قسمت ديگه براي كانديداتوري محدوديت سني قائل ميشن حالا بياييم نتيجه گيري كنيم عضوي كه يكي از حقوقش كانديداتوري تو انتخاباته چرا براش محدوديت سني قرار داديد؟؟؟؟؟؟؟؟ حرف شما توي بند2 حرفتون رو توي بند 4 و دوباره حرف شما رو توي بند 2 نقض ميكنه يا تصييحش كنيد يا براي تمامي اعضا حق كانديداتوري رو قائل شيد البته من فكر نكنم توي حلقه ي وب زير 15 ساله داشته باشيم اما خوب داشتيم مثل خانوم رويا كريمي ممكنه دوباره هم داشته باشيم به هر حال اين يك نقص تو اساس نامه است مثل اين كه درست روش كار نكرديد.

اعضاء:

1.التزام به قانون اساسي و پرچم جمهوري اسلامي ايران.

2.احترام به قرآن و قوانين(شرعا و عرفا)و رعايت اخلاق و احترام به ديگر اديان آسماني.

3.پايبندي به اين اساس نامه و قوانين و ضوابط مندرج در آن.

نقد:

1.اولا مثل اين كه به اين مسئله توجه نكرديد كه به اينترنت ميگن دهكده ي كوچك جهاني يعني همه از سرتاسر جهان ميتونن حضور پيدا كنن و به هم ديگه سر بزنن با يك كليك اگر كسي راديو جوان گوش ميداد يك فارسي زبان كه مال ايران نبود ملزم به قانون اساسي و پرچم

جمهوري اسلامي نبود يعني حق عضويت نداره؟؟؟؟ اين انصافه آخه يا يك ايراني مقيم يك كشور ديگه كه مثلا به يان موارد ذكر شده ملزم نبود و انجام نميداد و حتي توهيني هم نميكرد اين حكمش چيه؟؟؟؟

2.همه ي اين هم قبول به جز عرفش ما قوانين رو انجام ميديم به هيچ دين و كتاب آسماني هم توهين نميكنيم اما شرعا عرفا جزء قانون نيست منظورم اين نيست كه با عرف توهين كنيم نه منظورم اينه كه ميتونيم مثلا از بعضي از مسائل يا چيزهاي ديگه اديان ديگه يا مذاهب ديگه خرده بگيريم كه؟

3.اين رو هم قبول داريم مگر اين كه دست و پا گير ما هم نشه اوصولا ما جوان هاي فهميده و محترمي هستيم اما حق داريم تا اون جايي كه خط قرمز اينترنت و وبلاگ نه راديو(توجه)اجازه ميده آنچه ميخواهيم بنويسيم.

حضور فيزيكي:

حق راي در در راي گيري ها منوط به حضور فيزيكي درمحل صندوق آرا.

نقد:

خوب ما اينم قبول داريم اما چرا به كليات اشاره كرديد چرا همش ما موظفيم شما هيچ وظيفه يا مثل اين كه در اين باب نداريد نه؟؟؟؟ من ميگم شما بايد راي گيري ها رو طوري تنظيم كنيد كه اكثر اعضا بتونن حضور داشته باشن يعني زماني كه تمام اعضا از راه دور و نزديك بتونن بدون هيچ مشكلي گرد هم جمع شوند نه اين كه در وسط زمستان هنگام مدرسه ها بياييد راي گيري كنيد كه تمام كساني كه در شهرستان ها هستند يا وقت مدرسه هاشونه يا امتحاناتشون يا زمان كارشون نتونن بيان. پس اين هم مد نظر قرار بديد.

حضور مجازي:

براي اولين بار بود كه چنين چيزي رو ميديدم اگر واقعا ميتونيد همچنين چيزي رو تشكيل بديد خيلي خوب ميشه مثلا در جلسات علني هيئت مديره وب كم و ويس بزاريد خيلي خوب ميشه تا كساني كه گرفتاري هاي خاص خودشون دارن بتونن از اين راه شركت كنند يا اين كه هيئت مديره ماهانه يا چند ماهانه براي اطلاع دادن و دادن اخبار و گذارش كارهاي خود با بچه ها از طريق كنفرانس اينترنتي(ياهو مسنجر) ارتباط برقرار كنن.

ماده ي هفتم:حقوق نمايندگان باشگاه راديويي جوان و شبكه

1. اين نمايندگان ميتوانند نسبت به مصوبات هيئت مديره اعتراض كرده و درخواست رسيدگي مجدد داشته باشند.

2.اين نمايندگان ميتوانند صلاحيت كانديداهاي هيئت مديره را رد يا تاييد كرده و تصميم گيري كنند.

3.اين نمايندگان ميتوانند براي اعضاي هيئت مديره درخواست استيضاح كنند.

نقد:

1.مثل شوراي نگهبان هر چي تصويب شد بايد اززير دست اين نمايندگان بگذره.

2.مگه مصاحبه حضوري هم بايد بزارن كانديداتورها؟؟؟ اين نمايندگان چطوري متونن تشخيص صلاحيت كنن؟؟؟؟؟

3.چرا اون وقت؟؟؟؟؟ اين نمايندگان تعدادشون چند نفره؟؟؟ چرا اساس نامه به جزئيات اين مسائل هيچ توجهي نداشته؟؟؟

هيئت موسس:

خانوم ها: اركيده هاشمي. معصومه ناظري. مرضيه توكلي. ريحانه سعيديان. فهيمه پاكدل.

ندا خاكساريان.

آقايان:سينا هنربخش. مجتبي آذري. حسن صالحي. كيوان صالحي شيخاني.

محسن اسيري سرخه اي

نقد:

هيچي فقط ميخواستم بگم همشون گلن .

چگونگي انحلال حلقه ي وب:

1. انحلال حلقه در صورتي كه از طرف اعضا مورد حمايت قرار نگيرد و فعاليت چشم گيري نداشته باشد صورت ميگيرد.

2.در صورتي كه مسير حركت اين حلقه با سياست هاي مندرج در اين اساس نامه مغايرت داشته باشد زمينه ي انحلال ايجاد ميگردد.

3.از آنجايي كه اين حلقه وابسته به باشگاه راديويي جوان مي باشد هر زماني كه مسئولين باشگاه و يا مديريت شبكه ادامه ي فعاليت حلقه را نادرست تشخيص دهند با ارائه ي ادله ي مناسب حلقه منحل خواهد شد.

نقد:

1و2 مورد قبول اما: جالب اينجاست كه تا به قول معروف حلقه رو از رده خارج ديدند زماني كه يه خورده با سياست هاي باشگاه و راديو مغايرت و اختلاف ايجاد شد به جاي حل اين اختلافات بين نمايندگان ما و اون ها اون ها به راحتي ميتونن حلقه ي وب و دارو دسته اش رو جمع كنن و بگن ما رو به خيرو شمارو به سلامت.

3.نگاه كنيد اين هم مشكل داره نمايندگان باشگاه و مدير شبكه اگه فعاليت حلقه رو نادرست ديدن ميتونن منحل كنن با ارائه ادله ي مناسب يعني هنگامي كه ادله ي مناسب در اساس نامه تعيين نشده اون ها ميتون به هر دليل حلقه رو منحل كنن به همين راحتي.

دوستان عزيز كار ما تموم شد حالا شما نظراتون رو بگيد نفري يه كامنت نذاريد ها اصلا در مورد نظرات همديگه نظر بديد همونطور كه گفتم تو پست بعدي  جوابيه هاي شما رو درج ميكنم در اين خصوص.

والسلام من اتبع الهدي

دانلود اساس نامه


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 توسط صادق

تولدم مبارك....كادو آوردي؟؟؟

 

نميدونم گريه كنم يا بخندم ؟ الان خيلي دلم گرفته آخرين روز از ماه رمضون خيلي باهات بد تا ميكنه درسته عيد فطر بايد همه شاد باشن اما خوب ديگه دل كه اين و اون و نميشناسه كه خوب گذشته از اين چيه كادو آوردي؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به جون خودم عيدي كه سر جاشه بايد بدي كادو ندي حالتو ميگيرم فك كردي من به همين راحتي ها زات ميگذرم نه آقا جون اومدي تو وبلاگم تلپ شدي كيف دنيا رو ميبري تازه ميخوام كيك و شيريني هم بهتون بدم اونوقت كادو نياوردي پاشو برو بيرون........آوردي؟؟؟ ايولا ايولا بفرما تو هاااااااااااااااااي خانوم خانوم ها طبقه بالان همينم مونده ديگه نيرو انتظامي بريزه تو خونم طبقه بالا خانوم ها آقايون طبقه پايين والا .

خوب حالاااااااااااااااااااااااااااا تولد تولد تولدم مبارك تولد تولد تولدم مبارك بيام شمع هارو فوت كنم تا 100 سال زنـ.... كه نه تا 1000سالـ......... هم نه تا 10000 سـ..... اي بابا تا آخر سال زنده باشمم بسمه والا ايولا هااااااااااااااا حالا دست دست دست برو تو كارش دوبس دوبس دوبس ....چيه؟ نترس بابا نترس ماه رمضون تموم شد حالا هي گناه كن حالا ديگه چشاتو نميخواد بچسبوني به آسفالت خيابون حالا ديگه نميخواد زبونت رو تو دهان قايم كني زيپش رو هم سه قفله كني حالا ديگه بسه اون همه وقت كه تو گوشت پنبه گذاشتي كه ديگه هيچ چيز رو نشنوي.............ما شرمنده حالا ديگه نميخواد روز جلو خودت رو بگيري هيچي نخوري حالا هي بخور هي بخور اينقدر بخور تا بتركي به درك .......بچه نميتوني حالا هم جلو خودت رو بگيري؟؟؟ نكن خدا ديگه بهت اعتماد نميكنه ها ديگه گناه كردي توبه اي پشتش نيست ها اي بابا جشن تولد گرفتيم يا مجلس روضه خوني باز كرديم هنور من ار تو اين حس و حال تسنيمي در نيومدم مهمون هاي محترم بفرماييد كيك آه آه آه آه آه آه حالا دست دست دست.

Thumbnail 

اينم از كيك و شيريني ديگه چي ميخواي؟؟؟ اي بابا ما دو ساعت جشن گرفتيم و داريم شادي ميكنيم هنوز نفهميديد تولد كيه؟؟؟آقا تولد داش پيام ديگه ايولا نه ايولا آخه چرا آهااااااااااااااان فك كنم به خاطر اين كه بهتون گفتم متولد چهار فروردينم ميگيد بعله بايد خدمت با سعادتتون عارض شم كه بنده چهارم فروردين درست روز عيد فطر ساعت 6 صبح اون موقع كه آفتاب مياد بالا به دنيا اومدم فك كن چه مبارك وايييييييييييييييييييييييييي خيلي توپه نه؟؟؟الهي بميرم واسه خودم الهي تو هم واسه من بميري الهي همتون پيشمرگم شيد..............بي معرفت خوب بگو پيشمرگت نميشم ديگه دوستم دوستاي قديم اينهو شماها كه نبودن واسه رفيقاشون ميمردن باور كن باور كردنش سخت نيست آقا حالا بسه اينقذه شادي كردي جونت بالا اومد من در سال چهار بار تولد ميگيرم البته شايد هم پنج بار فعلا چهار بارش قطعي شده اين تولد كه تموم شد بستگي به قطعي بودن تولد پنجمي داره اگه توصويب شد تو همين پاييز يه تولد ديگه خواهم گرفت اگه نشد 25 اسفند يه تولد .ديگه داريم 4 فروردين يه تولد ديگه 17 خرداد يه تولد ديگه البته ما همه ي اين ها رو گرفتيم خوب حالا اولين پستمون رو خواستيم راديويي اش كنيم اينم كه نشد حد اقل از خودمون تعريف كنيم يه خورده افتخاراتمون رو بر شمريم

1. 32 كامنت منو خوندم تو راديو جوان فك كن در ضمن سه تاش يادگاري پارازيت شد  تو يكي از كامنت ها هم جايزه بردم باور كن پرفسور بهم يه بليط رفت و برگشت به ميدون ازادي داد... باور كن رقيه خانوم شكفته هم شاهده.

2. بيش از 30 تا اس ام اس هم كه تو برنامه هاي ....هزار پنجره...نشوني...قرارشبانه...مسير سبز

باشگاه دانشمندان جوان...از اينها اين علي ضياء هم خيلي نامرده با ين كه خيلي دوستش دارم هر چي واسش اس ام اس ميزنم نيمخونه.

3.افتخار خودم گل سر سبد راديويي ام يه نامه فرستادم واسه هفت شنبه اونم كه خوندن واي فك كن.

خوب چيه افتخار نميكني بهم افتخار كن خيلي الان افتخار كن كه يه دوستي مثل من داري البته كاملا شرعي برادرانه ها من تكذيب ميكنم من فقط شرعي با خانوم هاي محترمه دوستم گفته باشم.

راستي پست بعديم در مورد اساس نامه ي راديو جوان اون هايي كه ميخوان بشنون يا اون هايي كه ميخوان در برار هر عكس العملي جواب بدن آماده باشند.(البته شايد يه هفته ديگه چون من ممنوع الكارت شدم).

خوش گذشت خوب جشن تولدي بود البته همه چيز بود به جز جشن تولد فعلا باي باي نگران نباش بازم جشن تولدداريم.


نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم مهر 1386 توسط صادق

و مزاجه من تسنیــــــــــــــــــــــــــــــــــم

2

سوال:خدا رو چند ميفروشي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

روزي شيطون رو ديدم كه داشت هوار ميزد و دست فروشي ميكرد تو بساطش همه چيز بود

سي دي... يه ليوان آب خنك و گوارا و...... انواع چيزهاي ديگه بهش گفتم:سي دي هات چنده؟

گفت:تو سي دي رو ميخواي چيكار ببين لبات چقدر خشك شده بيا يه ليوان آب بخر و بخور.

بهش گفتم خوب چند ميفروشي؟گفت: ازت در مقابل اين ليوان آب خنك پولي نيمخوام من هم اون ليوان آب رو سر كشيدم آب خنك و گوارايي بود جيگرم سر حال اومد اما........... اون موقع نميدونستم كه شيطون چقدر بهم گرون فروخته حالا طعم لجن اون آب رو تو دهنم احساس ميكنم

آبي رو كه قيمتي نداشت شيطان اون رو به قيمت خدا به من فروخت.

به نظرتون خدا قيمتش فقط يه ليوان آبه؟؟؟ يا يه سي دي كه شايد20 دقيقه هم توش پر نباشه؟؟؟

خدا واقعا چند قيمته؟؟؟ به نظر من خدا رو به دنيا نفروش دنيايي رو كه مخلوق خداست ... خدايي كه به ملائكه اش ميگه به تو سجده كنند لايق سجده نيست؟؟؟ اون وقت به شيطاني كه بهت توهين ميكنه سجده ميكني؟؟؟ اگر شيطان اون لحظه آتش درون دل آدم رو ميديد حرفي از خاك و آتش نميزد اما نديد و الان در آتش حسد ميسوزد.

واذكرِ اسمَ رَبّكَ بُكرةً و اَصيلا

وَمِن الّيلِ فَاسجُد لَهُ لَيلاً طويلا

اِنَّ هوُلآء يُحبّونَ العَاجلة و يذَرونَ ورآءَهم يوماً ثقيلا

و نام پروردگارت را بامدادان و شامگاهان ياد كن

و بخشي از شب را در برابر او سجده كن و شب هاي دراز اورا به پاكي بستان

اين دنياي زود گذر را دوست دارند و روزي گرانبار را به غفلت پشت سر مي افكنند.

(آيه ي 25 الي 27 سوره ي انسان)

براي عبرت آموزان:

25 ماه رمضان يكي رو ديدم كه داشت آب ميخورد از فرط تشنگي كه از فوتبال بهش وارد شده بود به اون دوستمون گفتم مگه چند روزه ديگه مونده بود؟ فقط پنج روز تاب و تحمل يك لحظه تشنگي رو هم نداري؟؟؟ و باز هم همون بهانه هاي هميشگي: خدا خودش هم راضي نيست من از تشنگي هلاك شم..... كفاره اش رو ميگيرم......... تشنه ام بود و از اينجور چيزها من و دوستم خيلي نصيحتش كرديم بنده خدا تو نماز خونه اونقدر پشيمون بود كه دعا ميكرد كه خدايا همين امروزه رو تو من و ببخش ديگه غلط كردم روزه بخورم.(حالا من خوب قيافه ي حق به جانب گرفته ام نه؟؟؟؟؟؟؟بد بخت روانقدر اذيت كردم راه به راه بهش ميگفتم روزه خوار بد بخت بيچاره فرشته ها دارن لعنت ميكنن دست رحمت خدا رو پس زدي چه ميدونم مگه تو هم الياس گولت زد و كلي ازاين جور چيزها) نكنه اين تكبر يه رزو كار دست من بده بشم اينهو حاج يونس تو ميوه ي ممنوعه حالا امروز اين بد بخت رو اذيت كرديم فردا همين بلا ممكنه سر خودم بياد اما باور كنيد اين كار اون بنده خدا توجيه نميشه و آيه مصداق 27 سوره ي انسان شده كه در بالا درج كردم.

اقا بسته حالا عبرت بگير محزون شو من نميدونم بايد حتما واست روزه بخونن تا تو يه خورده گريه كني واي چه جالب خودم از اين حرف ها بلد بودم رو نميكردم ها ايول به خودم ايول.

هوس در پي ما:

اگه ساعت چهار صبح به سمت شرق آسمون شهرتون نگاه كنيد ماه رو ميبينيد كه شده مثل روز هاي اولي كه تو آسمون ديده ميشد اگه درست بالا سرتون رو نگاه كنيد صورت فلكي جبار

هوس ران رو ميبينيد كه انگار با نيزه اش به سمت ماه نشونه رفته بعضي ها ماه رمضون ماه تعطيلات از گناهانشونه واسه بعضي ها ماه تكميل خوبي هاشون اگه به جبار نگاه كني اون رو تو اوج آسمون ميبينيد بعضي از انسان ها چون اون رو مقابل خودشون ميبينن دوست دارن دست دراز كنن تو دستشون بگيرنش اما بعضي ها چون ميبينن تو سقف آسمون جا گرفته اونقدر بالا ميبيننش كه فكر رسيدن به اون رو هم نميكنن نياييم با غروب ماه جاي شكارچي هوس هاي درون رو تو دلمون باز كنيم پس اعتبار خودتون رو پيش خدا واسه ماه آينده حفظ كنيد و هيچ وقت كاري نكنيم كه شكارچي(جبار) با تيزي در دستش كه آغشته به گناه و هوس است در قلبي كه خودمون صافش كرديم فرو كنه.

 

آقا ماه رمضون داره تموم ميشه يعني تسنيم هم داره تموم ميشه اين آخرين پست تسنيمي من بود و دوباره سلام "جوانان راديو جوان" اي مظهر "جووني ترين جووني"اينجا همچنان آخرشه

اما خوب اگر خدا بخواد از جشن تسنيم كه روز عيد فطر برگذار ميشه هم اگر بروبچز خبرش رو رسوندن بهتون ميرسونيم نرسوندم كه نميشه اما خدا كنه اسم برنده ها رو به ماها هم اعلام كنن حد اقل از طريق وبلاگ اعلام كنيم  خوب و حالا خدا حافظ "جوانان تسنيم2" خدا حافظ جشنواره ي قرآني تسنيم به اميد اون روز كه سومين جشنواره ي تسنيم هم بياد ايول به تسنيم (از من به شما نصيحت بريد بگرديدي ببينيد تو كدوم آيه اسم يه چشمه ديگه هم از بهشت گفتن سوره ي بعدي همونه ايول؟؟؟ پس ايول بريد سريع بدو) آخيـــــــــــــــــــــــــــش به جون خودم اينقدر نمك تو وجودم رسوب شده كه دوست دارم بعد از ماه رمضون آي نمك بريزم ها آي نمك بريزم تو اين وبلاگم اينهو شاد و شنگول ها ولي خدا وكيلي باورم نميكرد بشه از آيه هاي قرآن براي نوشتن طنز استفاده كرد اولين باري بود كه از پس اين كار خطيــــــــــــــــــــــــــــــــر(اينجوري نوشتم كه عمق فاجعه رو برسونم) بر بيام ايول به خودم خوب پس تا روز عيد فطر تا جوانان راديو جوان تا يه آخرشه ي ديگه خدا نگهدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار.

(ببخشيد زياد شد روز آخري چيزي رو كه از قلم نيانداختم؟؟؟)

يدخل من يشاءُ في رحمته و الظّلمين اعدُّ لهم عذاباَ اليما

(آيه ي 30 سوره ي انسان)

آن نديدستي كه روزي تاجري در بياباني بيفتاد از ستور

گفت چشم تنگ دنيا دار را يا قناعت پر كند يا خاك گور


نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم مهر 1386 توسط صادق

شب قدري با دوستان....حاشيه ها

ببخشيد از اين كه اين پست تسنيمي نيست آخه حيفم اومد كه حاشيه هاي شب هاي قدر رو از ديد من نبينيد ما كه تو وبلاگامون اينقدر از فضايل شب قدر گفتيم بياييم ببينيم بيرون از مساجد و حسينيه ها چه خبره. ديدي 20.30 دوربين مخفي داره آخرشه ميكروفون مخفي داره اين اخرشه هم نوشته مخفي داره والا:

من اگر بخوام حاشيه هاي شب قدر رو نام ببرم بايد به سه قسمت اشاره كنم:

1. بيرون رفتن از خانه و شب زنده داري در كوچه ها و خيابان ها (سيرو سلوك تنهايي)

2. بيرون رفتن از خانه و سپري كردن نصف شب را در بيرون و نصف ديگر را در مساجد

3.حضور در مساجد و حسينيه ها در عين نبودن

خوب اوليش توضيح ميخواد به نازم به اين افراد ببينيد من چه دوستاي گلي دارم واقعا اينقدر متواضع و فروتن و خاشع(همش معنيش يكي ميشه) خوب واقعا گلن ساعت 11.30 به بهانه ي حسينيه از خونه ميزنن بيرون تا بتونن سوار موتور بشن و با دوستاشون برن تو خيابون ها حالا مسابقه ي موتور سواري كورس موتور و ماشين حالا اين بره جلو اون بره جلو آخر سري هم چند تا از اين نارنجك دستي ها رو دست ميگيرن ميرن سراغ خونه ي معلم ها هر چه دق دلي دارن سر خونه ي اين بد بخت ها در ميارن در و ديوار خونشون رو سياه و كبود ميكنن ساعت 3 نصف شب هم بعد از اين همه رياضت و سختي به خانه بر ميگردند سر ماماناشون هم كلاه ميذارن به ما غذا نرسيد يه چي بيار بلمبونيم بگيريم كپه ي مرگمون رو بذاريم.(ايول نداره)؟؟؟

دومين گروه از دوستان ساعت12 ميزنن بيرون اين گروه از دوستامون آدم هاي خوبين كارشون فقط چرخ و گشت زدن تو خيابون هاست اما نامرد ها ميدونن از كودوم كوچه و خيابون بگذرند بعضي از خيابون ها رو كه با سرعت هر چه تمام طي ميكنن اما به بعضي از كوچه ها كه ميرسن سرعت موتورشون ميشه 20 شايدم 10 شايدم يه نيش ترمزكي بزنن از كجا معلوم؟؟؟؟؟؟؟

البته خوب غيبتشون نشه ميگذريم ازش خوب تا ساعت 2 همينجوري ميپلكن و پلاسن شايدم به پارك يه سركي بزنن اما خوب از ساعت 2 به بعد كه نميشه گذشت ميرن مراسم يه خورده حليم و كيك و اخر سري هم سحري رو ميلمبونن و بر ميگردن با ذكر يك صلوات تموم ميشه ميره پي كارش.

اما ايول به گروه سومي در عين بودن نيستند توي مراسمن و حال و هواشون يه جاي ديگه است كربلا...نجف...بقيع هر جا كه دلشون پر بكشه... نوچ در عين بودن نيستن معنيش يه چيز ديگه است يعني بيرون از حسينيه وا ميستن بازي ميكنن يا چه ميدونم قصه تعريف ميكنن يه خبر چينم ميذارن تو حسينيه كه اگه طرف اومد گفت شير نسكافهههههههههههههههههه يا شله زرددددددددد

يا كاكائوووووووووووووووووووووووووووو يا شوكولاااااااااااااااااااااااااااااااااااااات برو بچز با يه حمله انتحاري به حسينيه حمله كنن و مراسم و عزداران رو به تسخير خودشون در بيارن بعد كه تناول شد دوباره هركه نفس راه رفتن و بازي كردن داشت بفرماد پسره 23 سالشه اينهو بچه ها پشتك وارو ميزنه البته لازم به ذكر است از بازي ها ي محلي نميشه گذشت مثل خرسوارو به قول معروف "خرسو" يا "موچ" از اين هااااااااا بعله خوب سحريشونم كه ميل كردن اگه بازم جايي داشتن يا رمقي براي راه رفتن راه ميفتن ميرن و گرنه همون جا تلپ ميشن مهمون امام حسين.

نمونه:يه داستانك كوتاهي نقل قول از رفيق فابريكم برو بچز زبون اصلي مينويسم ها ميخين بخين نميخين هم نخين:

علي اصخرو علي اصخرو پا نه كلك برچه خوسيذي پا سحري ميذن .

علي اصغر با چهره اي برآشفته از خواب بيدار ميشود و ميگويد: ايوختي چه وخت نون داذنن بهلك بيگيرم بخوسم نه.

پا كلك سحر آويذه شو كذري كه اومذي حسينيه كه چه؟؟؟؟؟ خا تو خونه ميخوسيذي....

علي اصغر ميگويد: مو اگه تو خونه ميخوسيذم نون برم مياورذي؟؟؟ خا نياورذي نه.

خا حالا كه دارن نون ميذن پاوه پاوه كلك.

بهــــــــــــــله اينم داستانكي از حاشيه هاي شب قدر به جون خودم من اگه چهارتا ريفيق مثل بچه هاي آدم داشتم الان پا اينترنت ننشسته بودم باهاشون ميرفتم حسينيه والا باوركن(من خودمم دست كمي از اين ها ندارم به كسي نگي هااااااااااااا بين خودمون بمونه).

اين ها همش بهونه است من اگه برم حسينيه ميگن پاشو بيا قرآن بخون آخه من 10000 تا غلط غولوط دارم نميام داداش تازه حوصله ي حسينيه رو هم ندارم همش پير مردا نشستن خوب حوصله ام سر ميره البته اين ها ميگم كه همش بهونه است وگرنه ما نزديك 3 تا مسجد و 3 تا حسينيه ايم كه اون مسجد اون طرفيه اون طرفيه ها جوون ها همه كارشن چيششششششششش

بعضي از اين جوون ها فكر ميكنن خودشون اول و آخرن خوب اون جا هم همش جاي اين دانشگاهي ها و جوون هايي هست كه از اول يه كاري دست گرفتن جاي ما نيست كه البته خوب يه حسينيه ديگه هم هست اونم خوبه ها هم جوون ها و پير مرد و ميانسال و همه توش هستن و راحتن اما ميدونيد اينم يه جوريه انگار متولي پرستن بعضي ها هستن تو اين حسينيه خوب فكر ميكنن حسينيه ارث باباشونه خوب بچه هه بنده خدا داره بيرون از حسينيه بازي ميكنه چيكار داري بهش ميگي ساكت يا تهديدش ميكني كه حاج آقا دارن صحبت ميكنن اه اه اه.

به نظر من ادم بايد بره تو يه جايي كه هيشكي اون يكيو نشناسه به نظرم اين بهتره اما امان از دست اين فيلم هاي ماه رمضون دوست دارم برم ها اما خوب چيكار كنم تكرارشون رو نميتونم ببينم انشالله سال آينده جبران ميكنم باور كنيد نه اصلا چرا سال آينده ماه محرم كه اومد خونه زندگيم رو ميكنم حسينيه اما ميدونيد چيه ماه محرم تو حسينيه ها يه جوريه كه من زياد خوشم نمياد يكي همش پيرمردان اون يكي همش جوونان اون يكي مداحش از اين ادا در آرهاست اون يكي مداحش بي حال ميخونه يكي ديگه هست از حاج آقاشون خوشم نمياد اون حسينيه سرده اون يكي فقط واحد ميزنن واي حسينيه اون يكيه مداحشون ميگه لباس هاتون ور در بيارييد اون حسينيه هه سبك پاپ ميخونه حسينيه قبليه حاج آقاشون بلد نيست روضه بخونه حسينيه اون يكي همه مردمش گريه ميكنن حاج آقا از صاد صلواتش صاد صلوات اخرش رو هنوز نخونده ميزنن زير گريه حسينيه داييم اينا رو نميشناسم حسينيه خالم اينا رو هم نميشناسم مسجد بلال خيلي دوره مسجد امام صادق خيلي بزرگه با مداحاشون آشنايي ندارم ميدونيد چيه من اصلا از طرز سينه زدن بچه ها تو اون حسينيه خوشم نمياد اون يكي حسينيه...................... .

والسلام من اتبع الهدي


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم مهر 1386 توسط صادق
Name:  emamali21.jpg
Views: 10
Size:  88.7 كيلوبايت

شهادت اولین پیشوای شیعیان جهان را بر فرزند برومندشان مهدی موعود و تمای شیعیان جهان تسلیت باد.

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه دهم مهر 1386 توسط صادق

و مزاجه من تسنیــــــــــــــــــــــــــــــــــم

2

سلام امروزم اومديم بگيم و بخونيد خوب اول من دو نكته رو ياد آور بشم چون اين پست يه خورده شايد غم انگيز باشه اول كاري تولد امام حسن مجتبي كريم اهل بيت رو تبريك بگم بهتون:

ميلاد با سعادت حضرت امام حسن مجتبي(ع) سبط اكبر رسول الله(ص) دومين پيشواي شيعيان جهان رو به تمامي دوستان تبريك ميگم.

و اما بعد....

ميخواهيم از بزرگي اهل بيت و كرم و بخشش اون ها سخن بگيم كه برجسته ترين از اين خاندان هم حضرت امام حسن مجتبي(ع) هستند كه به كريم اهل بيت(ع) معروف اند و در ولادت با سعادت و نوراني ايشان قرار داريم بذارييد اول چند آيه اي رو كه در مورد بخشش و جايگاه اين بزرگواران در سوره ي انسان اومده بگيم بعد مورد بحث و تجزيه قرار ميديم اين بخشش وسيع رو:

و يطعمون الطعام علي حبه مسكيناً و يتيماً و اسيرا(8)

انما نطعمكم لوجه الله لانريد منكم جزآءً و لا شكورا(9)

..................................................................

وجزئهم بما صبروا جنةً و حريرا(12)

 

بخشش اهل بيت فراتر از اين مثال ها ست و جايگاه ايشان هم فراتر از يك جايگاه عادي در بهشت بگذاريد ببينيم پنج تن آل عبا به خاطر مردم و جامعه ي اسلامي ان روز و آينده از چه چيزهاي خود گذشتند و اول از حضرت فاطمه(س):

فاطمه باز ابر پر بار سينه اش را به آن ها نشان ميدهد كه در بارش حقيقت كاش ميدانستم كه چرخش از سوي عدالت به سوي ستم به كدامين سند آويختند و كدامين پشتوانه را تكيه گاه قرار دادند سينه هايتان بريده و زخم خورده و از رحمت خدا دور افتاده اكنون برويد به دنياي خود خوش باشيد و در چراگاه هوا و هوس بچريد بر شما باد دهشتناك ستيز هايي كه مي ايند من بعد حكومت را بگيرند و شما را با سيتره ي ستم آشنا كنند و ثروتتان را بر باد دهند دريغ و درد بر شما فدك ارزانيتان من كوثر زينت كثير خدايم و علي تقسيم كننده ي بهشت و دوزخ به سلامتي من آمديد سلامم نكنيد سلامتيم را بر باد داديد زبانتان در كام اي نامردمان شهر زبانتان در كام.

خوب فك كنم موضوع باب حضورتون هست كه بتونيد بهتر درك كنيد دختر پيامبر به خاطر علي(ع) از زندگي نوپاي خودش از محسن به دنيا نيامده اش از فدك و از بسياري از چيزهاي ديگر دست كشيد براي اين كه حق را به محقق كننده اش بدهد اما دريغ كه گوش ها سنگين بود و مردمان اين آيه را فراموش كرده بودند:

"اِنما يريد الله لِيذهب عنكم الرّجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا"

اين يكي از نمونه هاي بزرگ بخشش از سوي اين خاندان عزيز است البته نه به اين معنا كه از حق خود گذشته باشند نه گذشتن از همه چيز براي رسيدن به حق و حقيقت و راهنمايي مسلمان ها به سوي مسير واقعي سعادت بشري.

بخشش حضرت علي:

كرامت هاي علي با حضور فاطمه پيوند خورده است علي از فاطمه اش گذشت از گريستن بلند براي همسرش و فرزند به دنيا نيامده اش گذشت از حق و ولايتش گذشت از روزها به سر مزار عزيز ترين كسش رفتن گذشت علي از دلداري هايش براي مردم گذشت و با چاه سخن دل ميگفت علي از جانش گذشت علي خود را فداي امت كرد باور كنيد علي از چيزهايي گذشت كه ما از سرسوزن ترين آن ها هم نميگذ شتيم صبر علي از صبر ايوب هم بالاتر و پر اجر تر است اگر علي ذره اي از درد و دل هايش را با مردم كوفه ميگفت آنان دم نميزدند و سكوت پيشه ميكردند اما سنگ با ارزش تر از دل آنهاست من حتم دارم هنگامي كه باد صداي نجواي علي را از چاه به امانت ميسپرد وبه نخلستان ها ميبرد صداي گريه ي چوب ها وليف ها ي خرما بلند ميشد و تمام نخلستان با هم ميلرزيدن و از درد به خود ميپيچيدند خدا خود داناتر است به اين امر.

امام حسن مجتبي(ع):

كريم اهل بيت كسي كه عهده دار ولايت بعد از پدر بود و بعد از علي او بود كه به يتيمان كوفه سر ميزد و دست نوازش گونه اش را بر سر ان ها ميكشيد او بود كه به دختراني كه در حال رفتن به خانه ي شوهر بودند كمك ميكرد مظلوم ترين امام غريب ترين امامان اوست كسي كه هنگامي كه آن مرد شامي آن چنان به حضرتش گستاخي كرد باز كرم خويش را به رخ نمايان كرد  كسي كه از مقام و خلافت براي صلاح امت بي وفاي خويش گذشت كسي كه هنگامي كه با

معاويه(لعنة الله عليه) صلح ميكرد ياراني كمتر از 100 نفر داشت خون جگرترين امام شهيد امامي كه مردم كوفه از سويي و زن خويش از سويي خون جگرش كردند و سپس با غم امت به عمر خويش پايان داد اين بود كرامت كريم اهل بيت كريمي كه پس از مرگش هم كرامت خويش را نشان داد و از آرميدن در كنار جد بزرگوارش صرف نظر كرد و در خاك پاك بقيع به خاك سپرده شد تا بدن عزيزش در اين خاك مقدس به واسطه ي غربت مادرش به غربت سپرده شود.

ودر آخر خدا لعنت كند زني را كه بغض علي و خاندانش هيچ وقت گلويش را رها نكرد و اين آيه در مورد او نازل شده است:

ان تتوبا الی الله فقد صغت قلوبکما : ( اگر بفرض توبه هم بکنید باز قلوبتان متأثر و منحرف شده)

و حسيـــــــــــــن(ع):

امامي كه از فرزندان برادران جان و مال خواهران و همسران و دختران و همه چيز و همه چيزش گذشت براي حفظ اسلام حسيــــــــــــــــــــــــــــــــن با گذشت ترين امام است حسين بر پا نگه دارنده ي پرچم اسلام است. و براي حسين همين سه سطر كافيست و روشن كننده.

السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين

و در آخر منتظريم كه كسي بيايد و جواب اين همه گذشت را بدهد:

 

سخنی با کسی که هست اما نیست:

تو در هستی هستی اما برای من نیستی بودنت در هنگامی که به این باور رسیده ام که نمیبینمت

برایم نبودنت هست هر گاه بغض هایم خواستند که اشک شوند اشک هایم خشک شد

هر گاه تبسم هایم اراده ی لبخند شدن را کردند تبسمم نیز نا پدید شد به دستان لزرانم نگاه کن هر وقت میخواستند

ثابت شوند و دیگر نلرزند باز لرزیدند به قدم هایم نگاه کن ببین هر وقت قدم هایم خواستند راهی برای رهایی از ستسی هایشان پیدا کنند

و محکم و استوار باشند باز هم کرخت شدند اما میدانم که هستی و نیستی مفهومی برای نبودنت نیست و بودنت را

باور میکنم ای تمام هستی بر پایه ی هستی تو استوار............. انتظارت را خواهیم کشید

در یک قرار.........در یک ذکر دسته جمعی..........در یک قرار  تا پایان لحظه های انتظار.

يا حجة بن الحسن العسكري ادركني.
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پنجم مهر 1386 توسط صادق
آب کم جو تشنگی آور به دست

تا بجوشد آب از بالا و پست

تا "سقاهم ربهم" آید جواب

تشنه باش الله و اعلم بالصواب


نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم مهر 1386 توسط صادق

قالب وبلاگ