تبليغاتX
gnerUrl" content="http://www.blogskin.ir/">
جوانان رادیو جوان
جوونی ترین جوونی.:آخرشه:.

امان از دست اين مطبوعاتي ها...

بالاخره بعد از 10 قرن و سي و سه سال پس از دوران دقيانوس و 700 سال پس از عروج مسيح و 1250 سال پس حمله ي چنگيز خان مغول به ايران و 240 سال پس از ازدواج شاه سلطان حسين صفوي با زن چهارصد و نود و نهميش و 900 سال پس از تولد يانگوم و 10 قرن پس از جنگ جهاني اول ما آپ كرديم اخيشششششششششش... اينجا آخرشه.باور كن.

سلااااااااااااااااااااام آقا ايول ايول همين چند ساعت پيش عكس هاي نمايشگاه مطبوعات به دستم رسيد اما هنوز عكس هاي جلسه ي حلقه ي وب در دست رس نيست اين عكس هارو دوست

عزيزم آي كيو جان فرستاده فك كن آي كيو نمايندگي پيام در تهران چه شود راستي ما در هر شهري نمايندگي ميپذيريم آخه ميدونيد كه كار اين راديو جواني ها رو حساب كتاب نيست يه دفعه ديدي اومدن شهر شما حالا بيا و عكس پيدا كن بايد حضور خبرنگارهاي كوچه بازاري رو حفظ كني عزيز دلم قبول داري؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

خدا وكيلي نمايشگاه مطبوعات هم جاي چتيدنه؟؟؟؟؟؟ يكي نيست به اين آقاي جواد زاده بگه دست از اين كارها بردار عزيز من خوبيت نداره.....

شوخي كردم حالا جدي نگير تو اين مدت زحمت گرفتاري هاي نمايشگاه مطبوعات افتاده گردن حامد جواد زاده ولي راست حسيني(باز اين آقاي حسيني سرو كله اش پيدا شد) بد تعريف ميكنه از راديو جوان ها گير داده بود به اين غرفه بقلي ها هي ميگفت راديو جوان مخاطب جمع كرده ها راديو جوان به نمايشگاه مطبوعات رونق داده ها(آخه اگه رونقم داده واسه خودش داده كي ميره حالا غرفه روزنامه ي ا-م يا چه ميدونم روز نامه ي  ك-ن) والا در ضمن آقاي حسيني جمعه اي اين بد بخت زهره ترك شد آخه چرا يه دفعه بدو بدو ميپري تو بغل اين بنده خدا ديگه نفسش بالا نميومد.

12121.JPG

 

سي الله وكيلي اين عكاس ماهر كي بوده؟؟؟ من چي بگم آخه از چه زاويه اي عكس گرفته آخه اين چه وضعشه؟؟؟ اصلا صورت آقاي حسيني معلوم نيست(سيرتشون معلومه) البته ربطي هم به نمايشگاه مطبوعات نداشت اما گفتم كه يادم نره آره خوب اينجورياست.

آقا هل نده ميزنم لهت ميكنم هاااااااااااااا.......واي چقدر شلوغه مگه بيكاري زده به سرتون ديگه كارت تسنيم تموم شد بيا برو خونتون اي بابا باز گير داده دختر خوب هااااااااي با توام فرزاد حسني رفت خونشون تو هم بيا برو خونتون......مگه ول كنه قضيه هستن اينها  چيه دستت و دراز كرده نيگا رنگ به چهره بغليت نيست زرد شده نفسش بالا نمياد خفه شد هوووووووووووووي

با توام بچه برو عقب...

حالا هي بگيد راديو جوان تبليغ كرد مشتري واسه نمايشگاه جمع كرده نه واقعا خدا وكيلي راه غرفه هاي ديگه رو هم سد كردن نيگا تورو خدا همه نمايشگاه خلوته به جز اينجا آقا اين آي كيو خفه شد برو عقب شيكمش چسبيد به كمرش بچه . حالا هي بگيد جوان ايراني اله بله جيمبله آخه جوان ايراني بيش از حد تيك جو زدگي داره نيگا تورو خدا دختر و پسر ريختن تو هم فك كن خجالتم نميكشن نا سلامتي نا محرمي گفتن هاااااااااا. اينم از ما شما چي ميگي؟؟؟؟؟

ما كه نبوديم ببينيم چه خبره مجبوريم چهارتا عكس از نمايندگي مون تو تهران بذاريم بعد بياريم تو وبلاگ.

پست بعد در مورد تسنيمه گفته باشم البته جشنواره ي تسنيم بازم گفتم كه گفته باشم نگي نگفتي هااااااااااااااااااااا.

راستي يكي نيست درست حسابي به ما جواب بده تو اين جلسه ي حلقه ي وب چي شد؟؟؟

هر وبلاگي ميري ميگه اينو ديدم يه لبخند بارش كردم اونو ديدم بهش يه چشمك انداختم آقاي گيل آبادي حرف زد(آخه چي گفت حالا) آقاي حسيني مجري بود تريبون آزاد آوردن(خوب چي گفتي)

اوههههههههههههههه هزارتا زا اين چرت و پرت ها آخرش چي شد؟؟؟ نتيجه چي شد؟؟؟ كي چي گفت؟؟؟ جواب چي شنيد؟؟؟ مگه حال اينا زبون باز ميكنن تورو خدا نيگا كن ببين.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیستم آبان 1386 توسط صادق

پيام؟...صادق؟...ها؟؟؟

آقا اين صادق كيه؟؟؟ به جون خودم اين جناب هكم كرده شماره رمزم رو داره اينهو وجدانم بيده

به جون خودم راست ميگم كلهم هكم كرده مغزوسرودست و پا و آقا از سر تا پام رو هك كرده باور كن ميگم چه جوري هاااااااا باشه به گووووووووووووش به گووووووووووووش :

آقا چند دهه پيش  در 4 فروردين و 1شوال(عيد فطر) ساعت 6 يه پسره به دنيا اومد كه ميخواستن اسمش رو بزارن جعفر اينقدر گريه كردم اينقدر دست و پا زدم تو سرو كله ي خودم زدم و گفتم آخه مگه اسم قحطه ؟؟؟؟جعفر خوشگل نيست نميخوام....بالاخره بابا بزرگم راضي شد اسمم رو بزاره صادق آي حال كرديم آقا حالا بيا و بكش تو خونه بهت بگن صادق تمام فك و فاميل هات دست به يكي بكنن بهت بگن محمد صادق زجريه ها اين قضيه فقط مربوط به فك فاميل ها نشد و چند سال پيش تو مدرسه هم شده بوديم محمد صادق ول كن نبودن كه هر بخش نامه اي ميومد با نام محمد صادق بود اعصاب ما رو خورد كرده بودنولي خدا وكيلي محمد صادق هم خوشگله ها مرگ من ولي جاي خودش.

خوب حالا چرا سرخ شديمرگ خودم 3بار خواستم بگم هر بار يه اتفاق افتاد كه نشد بگيم ديگه همين پيام باقي مونديم اول تقصير دنياي چت بود نه من قبلا چتينگر بودم تو چت هم كه ميدونيد خالي بستن رو شاخشه وقتي هم وبلاگم رو درست كردم كه با هيشكي آشنا نبودم گفتم بذاريم پيام بعدش كه با برو بچز آشنا شديم و ديديم نه هيچ كلكي تو كارشون نيست اومديم اسممون رو بگيم از شانس بد ما پسر عمه مون اون شب خونمون بود آقا اينقدر تو گوش ما خوند كه بچه اين ها همش كلكه كي تو اينترنت راست گفته كه اون ها و تو دوميش باشين يعني يه سره مخ ما رو به كار گرفت گفتيم باشه نوپرابلم خوب بعد از يكي دوماه طاقت نياوردم گفتم من ديگه اسم واقعيم رو ميگم هر كي ميخواد بخواد نميخواد هم نخواد تو بلاگفا بودم در حال تايپ كردن اسم اومدم قبل از خداحافظي با اسم واقعي آخرين كامنت ها رو چك كنم كه ديدم بعله خانوم ناظري يه پست زده بودن واسه معرفي خودشون توش هم رمز وبلاگشون رو نوشته بودن و هم عكسشون رو گذاشته بودن رمز وبلاگشون رو كه زده بودن كه ايشون دوباره پس گرفتن عكسشون هم توسط خودشون فيلتر شد فك كن خوب معلومه آدم يه خورده بي اعتماد بشه ديگه بعد از چند ماه هم كه با نام پيام جا افتادي ديگه كار از كار گذشته اما خوب ديگه ديگه به خاطر اين كه جبران كنم از خودم بيشتر ميتعريفم.......... .

 

.........................................................................................

نام:سيد صادق

نام خانوادگي:فاطمي نژاد

آقا بنده در شهرستان لامرد استان فارس به دنيا اومدم و ساكن همونجا هم هستم

اسم رفيق فابريكم مجيد.

من و مجيد و احمد رضا و محمد جواد و ناصر يه گروه دوستي قديمي هستيم كه من و مجيد و احمدرضا و ناصر از كلاس اول با هم بوديم.

 

بعله خوب آدمي هستم كه از موضوعات ديني خيلي خوشم مياد مخصوصا كل كل كردن با مذهب اون يكي ها آي حال ميده كل كل كردن با آخوندها رو هم خيلي دوست دارم البته نه از اين آخوند منبري هاي .

دوتا بابا بزرگ هام و دوتا از دايي هام آخوندن توي يه خانواده ي مذهبي به دينا اومدم مامانم از اين مذهبي قديمي گراهاي متعصبه بابام از مذهبي قديمي هاي آزاد انديشه زياد كاري به كار ماها نداره اما رو نماز زياد پا فشاري ميكنه كه حتما بخوينم خودمم از اين مذهبي معتقد هايي هستم كه نه زياد سخت ميگيرم نه هم آسون موسيقي رو هميشه روش تاكيد ميكنم حرومه از هر نوع بلا استثنا به جز موسيقي هاي اصيل ايراني اما خوب چون دوست دارم مجازش رو گوش ميدم.

اكثرا سعي ميكنم دوست هايي رو كه انتخاب ميكنم مثل خودم باشن. بعضي از دوستام زيادي روشن فكرن بعضي هاشون هم زيادي  تعصبي .

زيادي دوست دارم كتاب بخونم تا به حال بهترين كتابي رو كه تو عمرم خوندم اسمش:

شب هاي پيشاور بوده.

ضايع كردن افراد رو خيلي دوست دارم چون خيلي كيف ميده مخصوصا كه طرف ...... باشه

كه....نقطه چينش چيه بماند چون خلاف مقررات اساس نامه است.

آدم كمي ترسو و زيادي باهوشيم هيچ وقت بلد نيستم موضوعي رو توضيح بدم.

فرد شوخ و شنگول و خندونيم اما وقتي عصباني ميشم بد عصباني ميشم كه ديگه حاليم نيست با كي دارم دعوا ميكنم.

از سر به سر گذاشتن افراد...ضايع كردن افراد....دست به سرشون كردن و حال ديگران گرفتن رو هم خيلي خوشم مياد. آي حال ميده.

آدم باصطلاح معصوميم اما اون طرف سكه يه چيز ديگه است دوست ندارم با افرادي كه جتي يك سال هم از خودم بزرگترن دوست بشم ولي اگر هم شدم ول كن طرف نيستم.

كمي خل ميزنم كه اين هم طبيعيه.

 

بنده و احمد رضا از افتخار آفرينان شهرستان بوديم خوب حالاشم هستيم ديگه.

حالا گذشته از اين دوستي ها چيزي واسه تعريف كردن ندارم به جون خودم چي بگم خوب.

فقط تشكر ميكنم از:

فرناز كبيري...عارفه چيزري...سيد اميد محرم پور... نوشين خانوم...هانيه خانوم...راشين خانوم

و........ تمام كساني كه لو ندادن تو اين مدت اسم بنده رو ايول.

از تمام دوستاني هم كه توي اين مدت سر كار بودن معذرت ميخواهيم.

 


نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم آبان 1386 توسط صادق

عجايب هفتگانه ي راديو جوان

سلام تا به حال به عجايب هفتگانه ي راديو جوان برخورد كرديد؟؟؟ صد در صد برخورد كرديد

مگه ميشه نكرده باشيد!!!

پيرزن راديويي:

آقا يه پيرزني هست كه انگاري صبح تا شب كارش راديو گوش كردنه به هر برنامه اي تلفن ميزنه من قبلا فك ميكردم با قرار شبانه قرار داد بسته اين ها هم هي صداش رو پخش ميكنن اما متوجه شدم نــــــــــــــــــــــــــــــــع از اين خبرها نيست توي هفت شنبه هم صداش شنيده شد توي برنامه هاي ديگه غير از برنامه هاي علمي راديو جوان هم صداش رو شنيدم حالا يه نكته ي جالب اين كه از اون جايي كه داداشت كارش راديوه صداي اين خانوم رو توي برنامه ي مكارم اخلاقه؟؟ چه يمدونم دم غروب بود توي راديو معارف هم شنيده شد باور كن البته بايد خدممتون عرض كنم بنده تا به حال با دو تا مورد مشابه برخورد كردم كه هم صداشون رو تو راديو معارف شنيدم هم تو راديو جوان باور كردنش سخت نيست.

علي ضيا:

من يكي كه باور نميكنم اين علي ضيا 22 سال داشته باشه همين امسال كنكوركارشناسي ارشد داره فك كن بابا خيلي با حاله اين علي ضيا حيفه كه فقط قرار اول و آخر قرار شبانه رو بخونه و ساعت 12 نصف شب چهارشنبه ها بهش برنامه بدن علي ضيا بهتر از يان ها ميتونه نقش افريني كنه .

خير محمد و نامزدش:

آقا دوتا افغاني بودن الان صداشون رو نميشنوم هر دوتاشون به هفت شنبه گوش ميدادن اسم يكيشون خير محمد بود اون خانومه نامزد خير محمد بود خير محمد توي ايران بود و نامزدش در هرات به سر ميبرد آقا تا خير محمد زنگ ميزد صداش پخش ميشد بعدش نامزدش زنگ ميزد اينقدر برا من يكي جالب بود كه اصلا حد نداشت دختره خودش ميگفت از شبكه ي جهاني اينترنت راديو گوش ميده اما مگه افغانستان هم اينترنت داره؟؟؟؟داره؟؟؟؟

حاج آقا سرلك:

اصلا به حاج آقا سرلك نبايد گفت عجايب به ايشون بايد گفت از اون عجايب كشف نشدني فوق بشر ماوراء باور(البته اغراق بود ها باور نكن شما) چنان تغييري تو دل شنونده هاي قرار شبانه داد كه باور نكردني بود من سخنان حاج آقا سرلك رو چند بار شنيده بودم آخونده خوبي به نظر ميرسيد و حرف هاي جذابي براي گفتن داشت اما با جوابي كه به موضوع هايي كه ميثم فكري ميداد بد آدم رو ميبرد اون طرف ها واقعا ايشون رو بايد جزء عجايب هفتگانه ي راديو جوان پنداشت.

آقاي.....از پرديس كرج:

آقا اسم اين جناب رو يادم نمياد اما طرفدار پرو پا قرص 1000 پنجره است اينقدر هم ادبي حرف ميزنه واسه اين هزار پنجره اي ها قطعه ادبي و شعر ميگه كه حد و اندازه نداره هميشه هم صداشو پخش ميكنن و هميشه هم خودش رو با اسمش كه الان به خاطر ندارم از پرديس كرج معرفي ميكنه.البته يه زماني خانوم اكبري هواي پيامك ها دو سه تا دختر رو داشت اما نميدونم چرا حالا پيامك هاشون رو خيلي كم ميخونه:خانوم غزل از اهواز و خانوم مونا از شيراز و...... .

(در جواب اون چند نفري كه تو كامنت هاي قبلي به 1000 پنجره توهين كردند هم بايد بگم هرچي هست بهتر از 1000 تا زا اين برنامه هاي لوس و شفته و بي معني و سرتاپا جيغ و داد كه يه مجري به اصطلاح محبوب ميارن ميذارن تا جوون ها كيفش رو ببرنه يك برنامه ي كامل فرهنگي زيبا جذاب و دوست داشتني كه اونقدر طرفدار داره كه حد نداره)

راديو جوان...قرمزته!!!

از استقلالي هاي راديو جوان هيچگونه اطلاعي در دست نيست اما پرسپوليسي هاشون رو همه ميشناسن از متعصبين پرسپوليسي هاي راديو مهران دوستيه آقا آي از پرسپوليس طرفداري ميكنه اين آقا كه نگو اول كه مياد پرسپوليس آخرشم كه ميره پرسپوليس.بعديش كه از متعصبين پرسپوليسي هاست كه خانوم رافعيه آقا اصلا آخرشه اي نيست كه سر پرسپوليس استقلال اين خانوم با آقاي بحريني كل كل نكنه مگه ميشه بدون اين كل كل آخرشه آخرشه نميشه.

امير حسين بابا زاده كه توي يك صبح يك سلام مستقيما به پرسپوليسي بودنش اشاره كرد آقا پرسپوليسه ديگه چونه نزن.

ناصر سليماني كه هميشه هنگام بازي هاي پرسپوليس كاملا صدابرداري خودش رو فراموش ميكنه به اين مسئله خانوم رافعي و خانوم اكبري اشاره ي وافر كرده اند.

خانوم اكبري البته ايشون لو نميدادن ولي بالاخره يك صبح توي يك صبح يك سلام آقاي بابازاده راپورتشون رو دادن بعله خوب اينجورياست.

 

آقا یکی آخرش رو كم آوردم اون یکی باقي مونده رو شما به ما بگيد مگه چي ميشه همه چيز

كه از ديد ما نبايد باشه شما بگو عجايب هفت گانه ي راديو جوان چيه.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دوم آبان 1386 توسط صادق

قالب وبلاگ