نماي بازي از عزاداري محرم سال ۱۴۲۹

بقيه ي عكس ها رو در لينك زير ببينيد منتظر عكس هاي بعدي باشيد:
عشق...عشق حسيني
فردا شهادت حضرت عباس(ع) است. البته همين جا خدمتتون عارض بشم كه آداب و رسوم و اعتقادات هر دياري فرق ميكنه توي شهر ما به اين اعتقاد دارند كه حضرت عباس اولين شهيد بني هاشم است و حضرت علي اكبر(ع) آخرين يعني اگر توي شهر شما روز تاسوعا براي حضرت عباس سينه ميزنيد و عزا داري ميكنيد ما روز تاسوعا براي حضرت علي اكبر البته فكر كنم در زنجان هم رسم همينطور باشه آخه تا اون جايي كه من از تلوزيون ميبنم مردم زنجان روز هشتم به سينه زني و تجمع رد كنار حسينيه ي اعظم ميپردازند كه البته اين هم احتمال ميدم مطمئن نيستم.
اما به هيمن سادگي يك جاي كشور براي يك شهيد كربلا و جاي ديگر در همان روز براي شهيد ديگر كربلا عزاداري ميكنند.
اختلاف روايت شديدي بر واقعه ي عاشورا حاكم است نمونه ي ديگري از اين اختلاف رو ميتونيد در قضيه ي عروسي حضرت قاسم مشاهده كنيد كه البته تصبيت شده نيست و بعضي ها كاملا اين قضيه رو رد ميكنند و بعضي ها هم اصلا اين قضيه رو انكار نشدني ميدونن.
حالا وقتي ميايم به محرم نگاه ميكنيم ميبينيم فرقي نميكنه كه قاسم رد كربلا عروسي كرد يا نكرد يا
حضرت عباس اول شهيد شد يا آخر مهم پيام اصلي عاشوراست كه بحمدالله مردم توجه ويژه اي بهش داشتن اگر عاشورا نبود امروز من و تو زير بار رژيم ستم شاهي زندگي ميكرديم در اوج فساد و بدبختي عاشورا اسلام رو زنده نگه داشت براي پيروزي حتما سلاح لازم نيست گاه انسان ها با خون پيروز ميشن.
عشق به حسين كم عشقي نيست عشقي كه گرماش سردي هوا رو از ياد عاشق ها ميبره تا به حال از كنار ايستگاه هاي صلواتي كنار خيابون رد شديد؟؟؟
تا به حال هيئتي رو ديديد كه شب ها بيان بيرون و زنجير و سينه بزنن اما احساس سرما بكنن يا شكايتي داشته باشن؟؟؟؟

اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه ي اوست
من ميخوام ديده هاي خودم رو براتون مثال بزنم بعضي از دوستان و يا كساني كه ميشناسمشون و به قول خودمون خيلي خلافن دهه ي اول محرم و اربعين و ماه رمضون به قول خودشون تعطيلاتشونه حتي براي همين چند روز هم بعضي ها به حال اولشون بر ميگردن اين ها و اين ها همه نشون دهنده ي اينه كه رسالت حسين به خوبي انجام گرفته حتي بعضي ها كه يزيد رو هم جزء خلفاء خودشون مجبورن به حساب بياورند هم دل خوشي از يزيد ندارند و از حسين به نيكي ياد ميكنند.
و حالا ياد سخن آن ملعون ابن زياد مي افتم كه چنين به حضرت زينب با جسارت تمام گفت:
"الحمد الله الذي فضحكم و اكذب اُحدوثتكم!"
"شكر خدا كه شما را رسوا كرد و دروغ هاي شما را آشكار ساخت"
در حالي كه رسواي دو عالم او و سرور و نوكرانش بودند و تا ابد و دهر هستند.
و حالا شما چقدر به حسين عشق مي ورزي؟
اصلا چرا؟
سخن روز:
فلسفه ي لعنت!!!
فلسفه ي لعنت....بله خوب اصولا بعضي ها با لعنت كردنزياد موافق نيستن يعني يه جورايي
دايه ي دلسوزتر از مادرن خوب حالا دلايلي از قبيل اسلام دين رحمته يا از اين قبيل و حاضر نيستن به بد ترين و شقي ترين افراد هم لعنت بفرستن.
لعنت كردن به دو بخش تقسيم ميشه:
1.لعنت هاي بي جا
2.لعنت هاي مورد قبول
اصولا ملعونين رو ميشه از آيات قرآن و روايات صحيح تشخيص داد و لعنت فرستادن به اين افراد جايزهست اما لعنت هايي كه انسان گاه گاه از سر غضب و ناراحتي به افرادي كه مستحق لعن نيستند ميفرسته خوب طبيعتا به خودش برخواهد گشت اما عده اي از افراد با نقل احاديث جعلي و نسبت دادن رواياتي نا صحيح و شرم آور كه توهيني بزرگ به ساحت مقدس پيامبر اكرم ميشه لعن كردن رو در اسلام جايز ندانسته و باز هم مارو مورد حمله ي خور قرار دادند در حالي كه خدا درقرآن ملعونين رو مشخص كرده است و آن ها رو مورد لعن قرار داده.
اما روايات جعلي در بعضي از كتب:
در صحيح مسلم و مسند احمد و غيره..... احاديث زيادي در اين باب آمده كه ما به يكي از اين احاديث اكتفا ميكنيم:
در روايتي كه مسلم از عايشه نقل ميكند اين چنين آمده:
"دو مرد بر پيامبر وارد شدند و صحبت هايي با او كردند. من نفهميدم كه چه گفتند اما پيامبر اكرم از صحبت ها سخت به غضب آمد و لعنت و ناسزا نثارشان كرد؟!!بعد از اين كه از محضرش بيرون رفتند گفتم: اگربه كسي خيري به رسد به اين دو تن هرگز نخواهد رسيد. گفت: براي چه؟
مگر چه شده است؟من گفتم:از آن جا كه شما اين دو تن را لعنت كرديد و دشنام داديد.فرمود:
نمي داني كه من با خداي خودم چه شرطي كردم. من شرط كرده ام و گفتم:بار الها!من بشرم هر مسلماني را كه دشنام دادم يا لعنت كردم اين لعنت و ناسزاي مرا به او زكات و پاكيزگي قرار بده و او را در برابر لعنت من پاك و پاكيزه بنما"
البته نسبت دشنام دادن رسول خدا به مومنين يا هر كس ديگر دشنام بزرگي است كه به خود رسول خدا داده شده است.و جاعلان اين حديث مثل اين كه تا به حال قرآن رو باز نكرده بودند كه ببيند خداوند در سوره ي نجم پيامبر را اين چنين ياد ميكند:
و ما ينطق عن الهوي.
ان هو الا وحي يوحي.
و او از روي خواسته و هواي دل سخن نمي گويد. آن چه او مي گويد تنها مبتني بر وحي است ولا غير.

اما ما حديث ديگري هم از كتب معتبره ي اهل سنت از عايشه ميبينيم كه اين چنين ميگويد:
از عايشه نقل شده است كه پيامبر مسلماني را لعنت نكر كه گفته شود و به يادها بماند.
در حالي كه من نمونه اي از چندين احاديث در مورد لعنت هايي كه پيامبر كرده(البته از جعليات)رو براي شما آوردم اما مثل اين كه كسي كه اين حديث رو جعل كرده واقعا انسان كم حافطه اي بوده.
اما احاديثي در مورد لعن كردن پيامبر وجود داره احاديثي كه پيامبر نه در پي هوس لعن كند نه لعني كه بر گرفته از وحي باشد در احاديث معتبر آمده است كه روزي حكم بن ابي العاص پدر خلفاي اموي اجازه ي ورود خواست پيامبر صدايش را شناخت و فرمود:
مار است كه آمده او را اجازه بدهيد كه بيايد لعنت بر او و هر فرزند كه از صلب او خارج مي شود مگر مومنان آن ها كه البته بسيار كم خواهند بود. اينان در دنيا بزرگ مي شوند اما در آخرت نصيبي ندارند.
حال اين حديث را با حديث هاي قبلي مقايسه كنيد آيا پيامبر بي دليل بر حكم لعن كرد؟؟؟؟
يا از رو غضب؟؟؟ هيچكدام از دانستني هايي بود كه خداوند به پيامبر ابلاغ كرده بود
حكم پدر بني اميه است پدر كساني كه خدا در قرآن آن ها را شجره ي ملعونه خوانده است طبري در تفسير خودش هم اين مطلب آورده.
اما انگيزه جعل احاديث قبل چي بوده؟؟؟؟مطمئنا اين احاديث در زمان اوج جعل حديث در زمان معاويه صورت گرفته.
اما مسلم در صحيح خودش براي معاويه چند فضيلت نقل كرده است دقت كنيد:
پيامبر چندين بار عبد الله بن عباس را به دنبال معاويه فرستاد و او را احضار كرد. هر بار ابن عباس بر مي گشت مي گفت: معاويه مشغول غذا خوردن است عاقبت پيامبر فرمود:
خدا شكمش را سير نكند. و نقل كرده اند كه تا آخر عمر معاويه هر بار آن قدر غذا مي خورد كه مي گفت خسته شدم اما سير نمي شد.
حديث بعد:
پيامبر روزي مشاهده كرد كه ابو سفيان بر مركبي سوار است و يزيد(برادر معاويه) و معاويه دو پسرش به همراه او هستند يكي مهار شتر را دارد و ديگري شتر را مي راند. پيامبر فرمود:
خداوند سوار و ان كس كه مركب را مي كشد و آن كس كه مي راند را لعنت كند.
اما چرا فضيلت!!!!
اين ها كه همه لعن بود ولي يادتونه حديث اول در آخر جمله چه چيزي رو مي گفت پس معلوم ميشه اين ها با تنزل دادن مقام نبوت قصد بالا بردن مقام يك عده ملعون رو دارند و از اين احاديث اين چنين بهره مي برند كه برا ي اشخاصي چون معاويه و ابو سفيان چيزي جز رحمت و مغفرت و پاكي به جاي نخواهد ماند.
و اين نتيجه حاصل ميشه كه:
اين همه احاديث جعلي بر اين كه پيامبر هيچ وقت لعن نمي كرده يا اين كه از وري هوا و هوس لعن ميكرده است همه و همه براي بالا بردن مقام خلفاي غاصب و بني اميه بوده است.
ذكر روز:
اللهم لعن ابا سفيان و معاوية و يزيد بن معاويه عليهم منك اللعنه ابد الابدين.
كربلاي واقعي
نميدانم چرا هر وقت سخن از كربلا مي شود به ياد مدينه مي افتم آن زمان كه بازيگران صحنه ي سياسي براي سير كردن شكم هايشان از حرص و حسادت و خالي كردن عقده هايشان مدينه را سياهپوش كرده و چشم دو دردانه ي بزرگ راهنماي بشر را تر ساختند.
سال 13 هجرت آن زمان كه سه بازيگر حيله گر در پشت پرده ها نقشه ي خلافت طرح ميكردند و آشكارا در زير سايه باني شوم خلافت را همچون جام زهري به همديگر تعارف ميكردند و آخر شيخ بزرگشان آن را سر كشيد ولي نميدانست كه تا دو سال ديگر به موجب همين زهر خواهد مرد و رفيقش جايگاه را خواهد ربود. در آن سايه بان چه گذشت اجماع يا اكراه واقعا آيا اجماع بود؟
كجا بودند كبار صحابه؟ چه كس دستش را در دستاني قرار داد كه نميدانست كه دستش را در آتش گذاشته؟ آتش دامنه ي مدينه را گرفت به در خانه ي كسي رسيد كه عزيزش در آن آتش سوخت آتش آن چنان شعله ور گشت كه قلب بزرگوار مرد تاريخ را سوزاند اما آب نبود.
مادر رفت...پدر ماند...پدر هم رفت...برادر هنوز هم هست...برادر نيز پر كشيد...او ماند و آتش همان آتشي كه قلب پدر را سوزاند همان كه مادر گرفتارش شد همان كه جگر برادر را به آتش كشاند و حال ميخواهد به كجا برسد؟؟؟ او ميدانست كه آتش آن سايه بان پليد به خيمه هاي ناموسش تنها سايه بان هاي زميني كه خورشيد بالاي سرش پوست را ميسوزاند خواهد رسيد اما رفت به خانه ي حق رسيد و ماند اما اينجا نه جاي ماندن است بايد رفت و رفت تا به خود حق رسيد پس رفت باز هم رفت تا ان جا كه نقطه ي ثقل زمين بود آن جا كه سفيد پوشان سياهي راهش را گرفتند او براي ماندن نيامده بود هنوز هم بايد ميرفت اما نزديك شده بود سفيد پوشان از سياهي بيرون آمدند و او را و دعوتش به همراهي را پذيرفتند اما سياهي مطلق در پيش رويشان پديدار شد آب آتش تشنگي را خاموش ميكند اما آب نبود و رد پاي آتش پيدا شد مشك سوراخ شد آب ريخت عطش هنوز هم پا بر جاست خون...آتش...خاك...آفتاب...روز آخر:
پيراهنش كهنه اسبش سفيد عمامه ي جدش بر سرو شمشير پدر بر كمر و همچنان رفت خون سرهاي بريده ي شياطين ..آدميان پليد... آسماني سرخ ...روز محشر
خسته شد نشست تير زهراگين قلبش را در بر گرفت آسمان خشمگين شد گودال محياي
ذبح اسماعيل خنجر گريه مي كرد او سر نمي بريد اما راه نزديك بود او خود ميخواست برود پس گودال محياي ذبح خنجر آماده خون فواره كشيد و تا اوج تاريخ پاشيده شد...دختر يتيم شد
خواهر بي برادر...مادر بي فرزند...پسر بي پدر و آن موقع كه آتش غيرتي نديد خيمه ها را هم سوزاند.
قلب پدر...مادر...جگر برادر...خيمه هاي او..آتــــــــــــــــــــــــــــش
آتش تا امروز هم ادامه دارد آتش كينه و عداوت عده اي كه اگر ذره ذره از آتش درونشان را روي يك عده بريزند همه را ميسوزانند مدعيان پيروان سنت اما پيروان اجماع و اجتهاد خلفا نه سيره ي نبوي بلكه سيره ي سه گانه و اموي.
…………………………………………………………
...اگر كسي جرات كرد در تب و تاب مرگ پيامبر خانه ي دخترش را آتش بزند فرزندان او
جرات ميكنند خيمه هاي ذراري پيغمبر را آتش بزنند.
شمشيرهايي كه در كربلا به روي حسين كشيده مي شود ساخته ي كارگاه سقيفه است.نطفه ي اردوگاه ابن سعد در مشيمه ي سقيفه منعقد مي شود.
اگر علي اينجا تنها نماند كه حسين در كربلا تنها نمي ماند.
حسين در كربلا مي خواهد با دليل و آيه اثبات كند كه فرزند پيامبر است.
پيامبري كه تو در خانه ي او و در حريم او مورد تعدي قرار گرفتي.
تعدي به حريم فرزند پيامبر سنگين تر است يا نوه ي پيامبر؟
در كربلا هيچ زني ميان در و ديوار قرار نمي گيرد!!!
(سيدمهدي شجاعي)كشتي پهلو گرفته.
صبت عليّ مصائب لو انها * صبت علي الايام صرن ليليا
اسلام به ذات خود ندارد عيبي...........هر عيب كه هست از مسلماني ماست
السلام علي الحسين
و علي علي بن الحسين
و علي اولاد الحسين
و علي اصحاب الحسين
سلام:
دهه ي محرم بر تمام دوستان تسليت باد و عشق محمد و آل محمد هميشه در دل هاتون پايدار.
ديديد بعضي از مناسبت ها كه ميرسه مخصوصا مناسبت هاي خيلي مهم به خصوص روزهاي عزا اكثر وبلاگ ها تصميم ميگيرن روزه ي سكوت بگيرن؟؟؟ اين چند ماهه خيلي مد شده اما واقعا معصومين و پيشوايان ما جنگيدن و كشته شدند و براي پايدار نگه داشتن دين واقعي كه ما بياييم در مقابل بعضي از ناهنجاري ها سكوت كنيم؟؟؟ اين درست نيست اما اومديم كه بگيم اين روزها هم با اين كه تو اوج خلوص و نيت دل ها همه و همه براي امام عزيزمون هستند و از هيچ كاري دريغ نميكنن ومحبت خودشون رو به هر گونه اي ابراز ميدارن به اين امام عزيز اما بعضي از مسائل هم ديده ميشه كه شايد صلاح نباشه كه ما اون كارهارو انجام بديم با اين كه حرمتي نداره كه البته بعضي هاش هم داره اما انجام ندادنشون بهتر از دادنشونه:
1.قمه زني
نميدونم تا حالا توي سايت هاي وهابيون رفتيد يا نه اما من رفتم يكي مال انصار المجاهدين پاكستان بود و چند تاي ديگه هر وبلاگ و سايتي از اين دست نشانده هاي شيطان رو كه ميرفتيد يك قسمت جداگانه اي به نام عاشورا داشتن كه توي اين قسمت ها فقط و فقط عكس هايي از برهنگي و قمه زني رو گذاشتن و حتي كلمه اي هم در اين قسمت ها ننوشته اند واقعا اگر يك غير شيعه كه هنوز به اين درك والا نصبت به عشق به معصومين نرسيده اين صحنه ها رو ببينه چي پيش خودش فكر ميكنه غير از اينه كه نصبت به ما بد بين بشه و مهر وحشي رو تا ابد و دهر روي قلبش به شيعيان بزنه؟؟؟؟آيا به نظر شما اين كار صحيحه؟
2.برهنگي
ميدونيد چرا عزا داران لباس هاشون رو در ميارن و برهنه ميشن؟ من هم به يك دليل منطقي تا به حال نرسيده ام؟؟؟ واقعا چرا؟؟؟؟
عذر بد تر از گناه رو هم بشنويد:
از يكي همين رو پرسيدم اينطوري به من جواب داد كه امام صادق هم برهنه ميشد و سينه ميزد براي جدش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اينه نشانه ي بي حد و اندازه ي دوست داشتن........اينه تعصب........اينه جهل....
درخت تعصب ريشه اش از جهله.
واقعا يك مجلسي كه پر از جوون هاي برهنه كه سينه ميزنن به قول معروف با مداحي پاپ وقتي فيلمش تكثير ميشه آيا فايده اي داره جز دادن افكار منفي به بعضي از مردم جامعه حتي اگر اون ها دارن با عشق سينه هم ميزنن طرفي كه داره اين فيلم رو ميبينه ديد منفي نسبت به اين محافل پيدا ميكنه يك جوون به خاطر شور اين محافله كه وارد ميشه اما ميشه محافلي باشه كه هم شور داشته باشه هم قداست خودش رو حفظ كنه.
انسان هميشه بايد تمام جوانب كاري كه انجام ميده رو در نظر بگيره نبايد كارهاش بهونه اي باشه توي دست دشمانانش چون باعث از بين بردن اون ارزشش نزد ديگران ميشه و به جاي اين پيام اصلي رو برسونه بلكه اون رو وارونه جلوه ميده و باعث ديد منفي ديگران نسبت به اون كارش ميشه پس سعي كنيم بهانه اي به دست دشمانانمان ندهيم..
3.مجلس گرم كن ها
البته ايني كه ميخوام بگم نظر شخي خودمه هر كس ميتونه در مورد اين نظر متفاوتي داشته باشه.
مجلس گرم كن ها...من يكي كه وقتي صداي اين مجلس گرم كن ها و اعمال و رفتارشون رو ميبينم دلم ريش ريش ميشه قيافه هاي نا مناسب كه دم به دقيقه داد ميزنن و واي واي ميكنن و تنها كارشون گرم كردن و پرشور كردن مجلس اون مداحه البته به اين نتيجه رسيدم كه دارم ميگم مثلا تو يه مداحي كه داشتم ميديدم مداح داشت يه چيزي ميخوند كه همه به حسين حسين كردن افتادن روي كلمه ي آخر چند بار تكرار كرد ديدم يه صداي ضعيف(البته نسبت به جمعيت و گرنه خود صدا به تكي صداي بلندي بود)از يه جاهايي به ابالفضل ابالفضل گفتن رو آورد كم كم همه ميگفتن ابالفضل بعد از يه صدا شدن مداح تو دور جديد مداحي اش افتاد اون طوري كه من ازش برداشت كردم ميشد اين رو هم از مجلس گرم كن هاي همون مداح نام برد.
4.تقطيع نام ها و جعل سخن
منظور از تقطيع نام ها همون برداشتن قسمت هايي از نام مقدسات در مداحي ها براي آسان كردن كار مداح هاست اگر توجه كرده باشيد مداح هايي كه خيلي سريع و تند و پشت سرم هم مداحي ميكنن به جاي گفتن نام حسين ميگن:حسي يا مثلا به جاي گفتن نام ابالفضل ميگن ابالفه يه جور زيادي كوچه بازاري اش ميكنن .
جعل سخن كه متاسفانه يكي از بيشترين معضلاتيه كه توي مداح هاي ما وجود داره مثلا به اصطلاح ميخواد مقام يكي از امامان يا مقدسات رو بالا ببره پا ميشه حديث و روايت ساختگي كه نه ميدونه سندش درسته يا غلط از يكي ديگه شنيده نقل ميكنه خوب اين كار اشتباهيه يه اشتباه كه بعدا به عقايد مردم لطمه ميزنه اينجا ناقل هست كه مسئول حرف هاي خودشه.
مثلا توي يك مجلسي مداح از فلان بن فلان يه روايتي آورد كه الان دقيق خاطر ندارم اما ضايع كاري بود بد يعني موجب خنده ي من شد وقتي اين روايت رو شنيدم از آقاي مداح فقط سه چيز اين روايت توي ذهنم هست:كعبه...حضرت عباس...فرزدق شاعر
حالا نميدونم حضرت عباس رفت بالا پشت بوم كعبه خطبه خوند برگشت پايين فرزدق درباره اش شعر گفت يا فرزدق رفت بالا پشت بوم كعبه در مورد حضرت عباس شعر گفت البته فك كنم اولي باشه .
اولا فرزدق شاعر در زمان حضرت سجاد (ع) بوده و در مجلس هشام درمورد حضرت سجاد شعر سرود و فضيلت هاي امام رو بر شمرد كه موجب زنداني شدن خودش شد و در تاريخ نامي از اين شاعر تا پيش از اين روايت شنيده نشده.
دوما اصلا روايته با عقل جور در نمياد.
و حالا اكثر آقايون مجلس ناراحت بشن و كمي دل گير كه چرا بدون دليل بدون مطالعه ي شخصي بايد يك روايت غلط كه نه از نظر مقطع زماني با اون دلايلي كه آورده بود ميخوند نه از لحاظ سند و مدرك فقط ساخته و پرداخته ذهن عوام بود همين.
ذكر روز:
الهم اجعل محياي محيا محمداً و آل محمد
و مماتي ممات محمداً و آل محمد

