تبليغاتX
gnerUrl" content="http://www.blogskin.ir/">
جوانان رادیو جوان
جوونی ترین جوونی.:آخرشه:.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تولدات و متعلقات محدوده و مربوطه و مرتبط + قصاید مرسوده و تصاویر منقوشه

و وسایط محفوظه و شرایط منقوله و عرایض مبسوطه و....

با عرض سلام بریم سر اصل مطلب اون خطوط منقوله و مربوطه که بالا منقوش شده و مبسوطا به عرض رسیده موضوعه بحث محفوظه ای است که پیش رو داریم هاااااااااااااا

به به عجب چیزی شد در کل مرتبط به خردادماه البته خودتون که بهتر میدونید بنده ی حقیر سراپا تقصیر و سر تا پا سر به زیر و از این به بعد دلگیر و برو تا الخ کسی نیستم که بخواهم این حادثه میمون همچون روز روشن رو بخواهم یاد آوری کنم این یک روز ملی است مثل همه روز ها و حوادث خرداد ماه مثل سوم خردا و چهارده خرداد و پانزده خرداد یه روز دیگه هم سه سال پیش بهش اضافه شد اونم هفده خرداد بود که البته همه ی دوستان به خوبی مستحضر میباشید که در مورد کدوم حادثه صحبت میکنم چون رسانه های گروهی از سه سال پیش به صورت مبسوط بهش پرداختن و حالا بعضی ها که توجه خاصی نداشتن رو بنده آگاه میکنم هفدهم خرداد خجسته سالروز آشنایی اینجانب بنده ی حقیر سرا پا تقصیر بچه ی سر به زیر با رادیو جوانه( البته یه زمانی شاید اسمش میشد گذاشت آشنایی الان که بیشتر به شکل غربیگی نمیدونیم ما باهاش غریبگی میکنیم یا اوشون سر سنگین شده و مارو غریبه میدونه)

خلاصه جونم برات بگه حال نداشتم آپدیت کنم ها ولی خوب چیکار کنم اصرار دوستان دامن گیرمون شد گفتم تاپیک دوسال پیش رو بزارم دیدم زیادی قدیمیه بریم یه چیزی خودمون سراپا کنیم دیدیم چیزی تو دست و بالمون نیست گفتم چه کار کنیم ؟؟؟ که یه دفعه گفت:

غمت برآید ........ گفتم ایولا حافظ ....... گفتا چه حرفیه که میزنی خواهش

گفتم بابا آقایی ..... گفتا چه ناز و نالش ..... گفتم رومان را تو کردی بابا سفید

گفتا مکن تو اینقدر چاپلوسی فرمایش..... گفتم نه جان آقا حرف دل است بشنو

گفتا بیشین بینیم بااااااا دیگر مکن تو سازش

دست حافظم درد نکنه این غزل عارفانه عاشقانه مغرضانه مشفقانه مهربانه معترضانه و از این حرفا رو هدیه داد مجلسمونم صفا داد.

هی یادش بخیررادیو جوان هم واسه خودش رادیو جوانی بود شرح آشناییم واسه خودش مزدوده(یعنی زیاده) آخه این سه سالگی رو که داریم جشن میگیریم تولد آشنایی مستمر من با رادیو جوانه و از روی خط جوونی شروع میشه اما بنده با اجازه آشناییم از چهارراه جوونیه ولی چون نه درست تاریخش رو یادم میاد چون مطمئنا چند ماهی از شروعه برنامه گذشته نه این که به جز چهارراه جوونی برنامه ی دیگه ای گوش میدادم از رادیو جوان و همچنان که بعد از اون یه چند ماهی رادیو گوش ندادم دوباره به طور مستمر از روی خط جوانی شروع کردم به گوش دادن دیگه تولدمون رو اینطوری برگذار میکنیم.

البته دوستان مستحضر هستند که شخصا چهارتا تولد میگیرم تو وبلاگم:

1.تولد خودم به سال شمسی

2.تولد خودم به سال قمری

3.تولد وبم

4.سالروز آشناییم با رادیو جوان

البته خداییش رو بگم خارج از شوخی دست و دلم واسه نوشتن نمیرفت آخه رادیو جوانی که من این روز ها گوش میدم با اون رادیو جوانی که من سال های پیش با جون و دل گوش میدادم خیلی فرق میکنه به خاطر همینم زیاد دیگه واسم فرقی نمیکنه اما هنوزهم اون ته تهات دلم یه کور سوی امیدی هست ما که همیشه گله و شکایت میکردیم اسممونم به شاکی در رفته اینم روش با اوقات تلخ حتی نوشته ای هم که آدم مینویسه به دل خواننده نمیچسبه.

به هر حال اگر هم هستیم به خاطر اینه که هنوز هم چند تایی از دوستان موندن و وفادارانه به رادیو جوان عشق میورزند و هنوز هم به دوستی میان اعضای حلقه وب معتقدند و هنوز هم حلقه وب رو سر پا میدونن.

دوستتون دارم تولد سه سالگی ام هم مبارک.

راستی 22 خرداد هم یادتون نره اون بالا هم عکس دست خودم رو انداختم که یادت نره.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم خرداد 1388 توسط صادق

قالب وبلاگ