تسنیــــــــــــــــــــــــم3
کاش میشد امسال هم تسنیمی شویم
ایکاش باز هم جرعه ای از آب چشمه های بهشتی مینوشیدیم
کاش باز هم قرآنی میشدیم
قصد ندارم زیاد وقتتون رو بگیرم اما این ایکاش ها رهام نکرد من هم زیاد طولش نمیدم فقط میخوام بگم دو سال پیش در چنین روزی تمام بچه های حلقه ی وب توی تکاپوی جشنواره ی تسنیم بودن نه به عنوان شرکت کننده بلکه بالعکس به عنوان مجری به عنوان مبلغ که هم ثوابی گیر خودشون بیاد هم شاید بتونن به آرزوشون که سفر زیارتی خونه ی خدا بود برسند.
یادم میاد پارسال که نشد تسنیم باشه خیلی گله کردم اما یکی از بچه ها بهم گفت آقای احمدی گفتن ما قصد داریم هر یک سال در میون این جشنواره رو برگزار کنیم و دلایلی آورد که من یادم نمیاد .
فقط میخوام بگم متاسفم برای این که ما ملتی هستیم که کارهای خوبمون فوق فوقش بیشتر از دوسال طول نمیکشه و بعدش همه ساخته هامون رو خراب میکنیم (این که میگم بالای دوسال دلیل دارم)
متاسفم برای کسانی که حتی ذره ای هم برای قرآن ارزش قائل نیستن.
متاسفم برا ی خودم برای شما که حتی توی این روزها یادی از گذشته نکردیم تا بعضی ها از خواب خرگوشیشون بیرون بیان.
من متاسفم اما روزی رو میبینم که ورق برمیگرده.
"رویای صدا"
هی اصرار پشت اصرار که آقا ما مشتاق دیدار متنتیم تو چی نوشتی که اول شدی بابا تو دیگه کی هستی و از اینا....
منم که دیدم خیلی اصرار میکنید گفتم بزارم نوشته ام رو که واسه روز جوان نوشتم تا برو بچز فیض ببرند.
در آغاز سکوت بود و سکوت , شاید صدایی بود و ما نمیدانیم, خروش امواج,ذوب شدن یخ ها,صدای تالاپ تالاپ افتادن قطره ها به آب این ها ممکن است اولین صداهای خلقت و هستی بوده باشد اما امروز, امروز سکوت معنی متفاوتی دارد چون صداهای تکراری هر روزی که چشم باز میکنی و دوباره احاطه ات میکنند دیگر نیمتواند معنی صدا را تلقی کند این روز ها تنها صداهای متفاوت میتوانند شنیده شوند.
امروز رادیو جوان, صدایی متفاوت, چشاننده ی طعم صدا به مخاطب,تکس های تلخ و شیرین,شور و بی نمک ,گذری از دنیای پوچی بع دنیای اندیشه و تفکر, ورود جوان برای آشنا شدن,فهمیدن و لمس کردن, "رویای صدا" آهن ربای انسان ها برای نزدیک شدن و خوب شنیدن , فاصله از رنگ ها, چشم بستن و دیدن , صداهای رنگارنگ , دوران جوانی , حس کردن از راه شنیدن , رویای صدا واقعیت و نه رویا حقیقتی باور نکردنی, شروع شنیدن و شنیده شدن.
ایستگاه جوانی آغازی برای حرکت کردن بر روی خط, بر روی خط جوانی , برای جستن واقعیت ها برای ارضاء کنجکاوی های من جوان....... بشنو , صدای آشنا , استگاه بعد , قرار شبانه , میان من و تو , برای دانستن برای پرسیدن , چرا؟ جواب...
پاسخ دادن به چراها و شنیدن, بدون پارازیت,شفاف و صاف برای جوان امروزی , پردغدغه و پر هیاهو,
جوانی کردن, به وقت امروز , به وقت دیروز, به وقت فردا , با پرسش با تفریح با موسیقی و ترانه.
گشودن هزاران هزار پنجره ی دل به سمت صدا , برای شنیدن برای چشیدن برای دیدن.
من, جوان , میدانم , میخواهم , می بینم , میشنوم
تو , بشنو , ببین , بخواه
من, جوان , میخواهم , تو صدای من باش پس بشنو و بگو تا شنیده شوم.
قصه ی یک پرواز
به به سلام علیکم سلام علیکم خوب هستین؟ جونم براتون بگه الان دارم از قم آپ میکنم میگن ها یعنی حدیث هست که هر کسی از قم به اینترنت وصل بشه خدا تو اون دنیا برای هفتاد سال اینترنت مجانی با پهنای باند وسیع بهش عنایت میفرمیاد؟
قبول نداری ؟
اگه قبول نداری بیا ببرمت پیش چند تا از این آخوندا بپرسی مطمئن شی نه جون من بیا ببرمت بپرسیم.....![]()
خلاصه بالاخره ما به هر جون کندنی شده بود رسیدیم قم از اونجایی که من قول داده بودم اندر احوالات سفر رو مینویسم اومدم که اندر احوالات سفر رو بنویسم.
جونم برات ما جنوب بودیم خواستیم یه پرواز بگیریم از لامرد بریم تهران گفتن مسافر کم داریم نمیبریم ما هم که از خدامون بود که نریم یه دفعه با این هواپیماهای چرتشون مارو وسط راه پیدامون کنن اونوقت حالا بیا و تاکسی هوایی گیر بیار خلاصه شنبه هیچی یکشنبه گفتیم کجا بریم؟ رفتیم عسلویه حالا پررو پررو تو چش من نگاه میکنه میگه پرواز کنسله گرد و غبار زیاده گفتم جونت در بیاد نمیتونستی الافمون نکنی ما این همه راهو نیاییم تا اینجا گفت نه باید میومدید تا خودمون بهتون بگیم...آخه مرد حسابی بزنم تو اون سرت پشت گوشی تلفن نمیتونستید خودتون به ما بگید؟؟؟![]()
خلاصه با اون گرد و غبار جنوب گفتیم فردا که هیچی پس فردا یه بلیط میگیریم شاید فرجی شد خلاصه دوشنبه راه افتادیم با هزار تا سلام و صلوات راه افتادیم عسلویه رسیدیم تو فرودگاه همه هاج و واج که چی شد چی شد این چی چی شد؟؟؟ نون و پنیر و پسته هواپیما نشسته؟؟؟ عطر سلام و صلوات و ختم قرآن واسه سلامتی امام زمان(عج) و آخرشم بهره اینا و اونا و همه که نه یه وقتی هواپیما پا نشده قلم بشه والا.![]()
خوب بالاخره هواپیما نشست خانوم خوش صداهه هم شروع کردم؟ (اینجاشو با حالت همون خانومه بخون)
هواپیمای شرکت هواپیمایی آسمان هم اکنون در فرودگاه عسلویه بر زمین نشست از مسافران عزیز خواهشمند است به گیت ورودی مراجعه بفرمایند(پایان نقل قول)
دینگ دینگ حالا ما هم محو صدای معنوی این خانوم تمام بدنمون خشک شده بود
به هر حال خودمون رو جمع و جور کردیم رفتیم از گیت گذر کردیم رسیدیم به بازرسی بدنی اونور گیت بازرسی یه سپاهی وایساده بود ما از در این دروازه عبور کردیم شروع کرد با اون صدای دلخراش با بیلینگ بیلینگ کردن گفت برگرد هر چی ساعت و موبایل و زندگی داری در بیار خلاصه ما برگشتیم ساعتمون رو وموبایلمون رو کارت بانک و اینا رو در آوردیم تا اومدم این فلش رو از تو گردنم در بیارم بیچاره یه رمی کرد فک کرد میخوام الان خودشو و فرودگاهو بفرستم رو هوا
شانس آوردم دست به جیب نشد وگرنه الان واقعا واقعا تو هوا بودم هاااااا
میخوای باور کن میخوای باور نکن بعدش وارد سالن شدیم تا گفت برید سوار شید قوم مغل حمله کرد حالاندو کی بدو انگار اگه زود نمیرسیدی جا پر میشد بلیط بی بلیط منم از اون ها بد تر اولین نفرایی بودم که وارد هواپیما شدم تا رسیدم داخل هواپیما رفتم اون ته ته توی بوفه نشستم یه دفعه خانوم خوشگله
اومد با همون صدای نازشون فرمودند آقاااااااااااااااااااااای فلانی بفرمایید جلو
گفتم واسه چی؟؟؟
گفت آخه جاتون جلوهه حالا ما افتادیم به پاش با التماس و از اینا که تورو خدا قربون اون چشای عسلی ات برم الهی من داغتو نبینم بزار همین جا بمونم راحتم
....گفت دلیلتون چیه اینجا بمونید؟ گفتم مگه نشنیدید وقتی هواپیماها سقوط میکنن سرنشیناش میمیرن من اومدم این ته تا نمیرم یه دفعه بر افروخته شد گفت پاشو برو سر جات بچه پررو این دیگه مال کجاست خلاصه ما با هر بدبختی و هزارتا سلام و صلوات رفتیم سرجامون خانوم خوشگله باز شروع کرد طرز جلیقه بستن و ماسک رو دهن گذاشتنو از این حرفا
تا دیگه هواپیما گرم شد و راه افتادیم حالا دیگه مگه کسی دل تو دلش بود هنوز بند نشده شروع کردیم:
بر محمد و آل محمد صلوات....اللهم صل علی محمد و آل محمد
بر یازده پسران علی عمرانی هر یک جدا جدا صلوات....اللهم صل علی محمد و آل محمد
دیدم فایده نداره صد در هزارش تقصیر هواپیما گه گاهی هم خدایش خلبان مقصره نه تمومش نکردم دوباره شروع کردی:
برای سلامتی آقای راننده...نه ببخشید براس سلامتی آقای خلبان و مهمانداران خوشگل هواپیما صلوات....اللهم صل علی محمد و آل محمد
بعدش تا بلند شد قلبم اومد تو حلقم ماشالله چه هواپیمای هم فوکر100 فک کن
عینهونه ولوو میموند چی بود پذیرایی شون هم به درد عمه شون میخورد ماشالله هواپیماهه گه گاهی هم برای سرگرم کردن مسافرا شروع میکرد به بندری رفتن
هی رو ویبره بود هی میلرزید با هر لرزیدنش تن و بدن همه به لرزه میفتاد آخرش بالاخره به زمین فرو اومد خیالمون راحت شد والا این دیگه چی بود تازه اومدم تو مهرآباد فهمیدم دنیا دست کیه ماشالله چش نخورن خدا نکنه سه تا از مهموندارای ایران ایر رو دیدم تمام صحنه های داخل هواپیمای آسمان و مهماندارشو از یاد بردم خدا نصیبت بکن ببینی من دفعه بعد باپرواز هما میام والا مگه ما دل نداریم؟؟؟![]()
![]()
خلاصه اگه بخوام بقیه شو تعریف کنم مثنوی هفتاد من میشه تا همینجاشم بستونه فعلا تا بعد یاعلی.
کدام یک؟؟؟

نه خداییش عکس رو حال کردید؟؟ چطور بود به دلت نشست؟؟ خیلی رومانتیکه هاااااااااااا
خوب قضیه چیه؟؟ بریم سر اصل مطلب.... اصل مطلب رو حدس بزن چیه:
جن؟؟
شیطون؟؟؟
مرگ؟؟؟
ای مرگ خو درست حسابی حدس بزن چه ربطی داره یعنی تو نمیفهمی این عکسه چیه؟؟ این شیطونه یه زمانی تو وبلاگ قدیمیه ی ما خود نمایی میکرد باور کن جون تو به مرگ تو من نمیرم تو بمیری راست میگم... راستش الان چند روزه یاد قدیم ندیما افتادم دلم برای قالب وبلاگ قبلی ام تنگ گشته است... آخه عکس همین جناب به عنوان بنر وبم بود که اول کاری که میومدی توی وبلاگ تمام صفحه رو پوشونده بود خیلی باحال بود اصلا اکتیو بود با روحیه جوون ها میساخت نمیدونم این دخترا... اون دخترا... شما دخترا آخه چه اصراری دارید این طوری هیجانات رو نبینید خیلی هم مفرحه با هم دور همی میشینیم میخندیم والا.
از بس اصرار کردن تا ما مجبور شدیم اینو بر داریم بعد از چند سال تازه از رفیق دیرینه خبر دار شدم البته خوب خود قالبه رو گیر نیاوردم عکسشو گذاشتم که شما هم آشنا شی.
گفتم یاد قدیما کردم این روزا کارم خوندن آرشیو وبم بود وای خدای من چه کامنت های خوشگلی چه دوران خوشی بود حیف گذشت و رفقا رفتن و صادق موند و وبش به خاطر همین هم اومدم چند تا از اون نوشته های دست اولم رو گذاشتم بخونید نظر بدید حالا شاید بعضی هاش طولانی باشه اما لازم نیست همشو یک جا بخونید هم روحیه تون عوض میشه هم من میفهمم کدومش از همه با ارزش تره.
حرف حساب من یکی که همین بود... انشالله هفته آینده میرم قم سفر نامه اش رو در میارم آخه قرار اتفاقات خوب خوبی بیفته شما فقط دعا کنید هواپیمامون سقوط نکنه.
اینم نوشته جات اینجانب صادق الملک:
ای
مردم....بیاییدبرای پروانه ها....دستی تکون بدیم (http://akharesheee.blogfa.com/post-15.aspx) عجايب هفتگانه ي راديو جوان (http://akharesheee.blogfa.com/post-41.aspx) شيراز...حافظ...آخرشه!!! (http://akharesheee.blogfa.com/post-46.aspx) واقعا اينجا آخرشه؟؟؟ (http://akharesheee.blogfa.com/post-44.aspx) رزمایش پیامبر اعظم 3 (http://akharesheee.blogfa.com/post-69.aspx) کنکور زدگانه...یه پا در هوا (http://akharesheee.blogfa.com/8704.aspx) زهر نوشت...(طنز تلخ) بودن یا نبودن مقصر کیست؟؟![]()
